نقش كتابخانه ها در سوادآموزی
نوشته شده توسط:ليندا اسكامبر
مترجم:فرض الله عزيزي
بيسوادي در امريكايي ها ، با پيچيدگيهاي اجتمايي و اقتصاديش در سالهاي اخير بعنوان بحث وسيعي در جريان است آگاهي ملي از مشكلات سازمانيافته با محدوديتهاي مهارت سواد بصورت قانوني و هدايت شده در سطح فدرال شروع شده و برنامه هاي وسيعي تهيه شده است. كتابداران و مراكز اطلاع رساني به عنوان جزء مهمي از اين كوشش آموزشي وسيع شركت كرده اند.
آگاهي و حمايت ملي
بطور عموم ، سواد توانايي خواندن ، نوشتن ، صحبت كردن و محاسبه كردن در يك سطح معين را مورد بحث قرار مي دهد.سواد بصورت بينادي شامل مهارتهاي مورد نياز براي چيرگي در سطح بزرگسالي و در موقعيت هاي روزانه ، از قبيل خواندن يك روز نامه يا تكميل يك فرم درخواست شغلي مي باشد. افرادي كه فاقد اين توانائيها هستتند غالبا عضو جمعيت هايي هستند كه از فقر ، جنايت ، وبيكاري رنج مي برند. بر طبق آمارهاي سال 1983 از دپارتمان آموزشي آمريكا اصولا 27 ميليون بزرگسال در اين كشور و بيشتر از 47 ميليون در چندين حوزه كه از آنها تست به عمل آمده است مشكل بيسوادي دارند.(ديويدسون1988).
وسعت اين مشكل كه روي آن فكر شده بطور وسيعي با توجه به اين اشكال تاكيد روي نيازها دارد. نياز به برنامه هايي براي افزايش سواد از طرف حكومت فدرال و از طرف سازمانهاي زيادي در محدوده هاي آموزشي ، كتابخانه اي و اطلاعاتي و همچنين از طرف سازمانهاي تجاري و صنعتي احساس و مورد حمايت قرار گرفته است.
در كنگره سال 1990 دو برنامه موثر سواد قانوني و ضروري تصويب شد:
-توسط مجلس سنا و موسسه سواد ملي"قانون سواد براي همه امريكائيها است" تصويب و قسمتي از يك لايحه مصالحه آموزش قانوني توسط كاخ سفيد تصويب و آماده شد.
-لايحه ديگري تحت عنوان لايحه سازش توسط يك كميته عضويتي پيشنهاد شد ، اما در قانون سال 1990 راي نياورد.
لوايح مجزايي بصورت استثناء در كاخ سفيد و در سال 1991 به تصويب رسيد. همچنين در سال 1990 ، خدمات كتابداري (LSCA ) از برنامه هاي زيادي كه شامل برنامه هاي سواد بود براي حدود بيشتر از 20 سال حمايت كرد ، مجوز جديدي براي افزايش اعتبارات در سال 1991 صادر شد. در سال مالي 1989 ، 214 برنامه سواد كتابخانه اي در 47 ايالت توسط مركز خدمات كتابداري اجرا شد و در سال 1990 ، 237 مركز حمايت خود را از اين برنامه ها اعلام نمودند.(هامز و كامرون1990).
برنامه هاي سواد كتابخانه اي بوسيله منابع ايالتي و محلي و هداياي شخصي و يا همسان كردن سازمانهاي سواد اجرا اجرا گشتند. بعلاوه سازمانهاي جديد سواد قول دادند به كمك كتابخانه ها در برنامه هاي پيچيده سواد همكاري نمايند. دو تا از تاكيدات روي نيازهاي گروههاي خاص تحت عنوان اصول باربارا بوش از طريق مركز سواد فاميلي و مركز ملي سواد فاميلي انجام مي گرفت.
هم سرمايه و هم آموزش براي تكميل برنامه واطلاعات فراهم شد برنامه اي (خط مشي حكومتي) توسط دولت تهيه و تنظيم گرديد.(تالات1990) .
كوزادا(1990) گزارش كرد كه در يك حوزه ملي روي سواد براي كتابخانه هاي ايالتي كه در ماه مه سال 1990 منعقد شد قصد بر اين بود تا پيشنهاداتي براي درستي خط مشي سواد ملي كتابخانه اي بوجود آيد. زماني كه تعدادي از سهامداران در ابتدا كتابخانه ها را كه تنها نقش حمايتي از آموزش ايفا مي كردند يك شان قوي و لازم درآنها ايجاد گرديد:
كه كتابخانه ها تحت عنوان مراكز آموزش بلندمدت ، با آموزش يك بخش ضروري از ماموريتشان محسوب مي شوند. در اين نقش كتابخانه ها بايد بطور فعال زمان و منابع را به منظور همسان كردن فعاليتهاي سواد در تمامي ابعاد هماهنگ نمايند.
كوزادا مي گويد: كتابخانه هاي سازماني ، عمومي ، اختصاصي ودانشگاهي يك مسئوليت در قبال پيشبرد سواد براي همه اعضاي جامعه اي كه از آنها استفاده مي كنند دارند. او همچنين يادداشت مي كند كه انجمن كتابداري امريكا روي كتابخانه ها در مراكز سواد آموزي نقش دارد و به عنوان مركزي شان تشويق كننده را بعهده دارد.و اين شامل كتابخانه ها و مراكزي مي گردد كه روي اين قضيه كه كتابداران چگونه در آموزش سواد آموزي شركت داشته باشند محدوديت ايجاد نكند.
نتيجه اين گزارش پيشنهاداتي را در سال 1991 در كنفرانس خدمات كتابداري واطلاع رساني كاخ سفيد بود تقديم كرد:
1. پيوستگي در موجوديت قانوني اين مفهوم از كتابخانه تحت عنوان يك آژانس آموزشي
2. توسعه يك استراتژي براي اختصاص بودجه مطمئن براي سواد آموزي
3. استمرار در بهبودي ارزيابي ، تحقيق و اشاعه كوششهاي سواد آموزي كتابخانه ها بوسيله خود كتابخانه ها و فراهم كنندگان ديگر سواد آموزي
4. مسئوليت مستقيم اداره مركز خدمات كتابداري و بهبودي وضعيت آژانس سوادآموزي كتابداري
بعلاوه بمنظور تقدم قانوني سه چالش بطور ضمني درمعرض تحقيق و ارزيابي قرار گرفت. يك مشكل فقدان اطلاعات كافي در وسعت بيسوادي بود. مشكل ديگر فقدان اطلاعات قابل قياس و تاثيرات مختلف سواد آموزي بود. در پايان هيچ توافقي در مفهوم بنيادي سواد وجود ندارد. در پس تعريف سواد تحت عنوان مهارتهاي (3R) پايه اي براي بزرگسالان و نويسندگان و زيادتي مفاهيم مهارتهاي اطلاعاتي يا كامپيوتري را مشمول آن دانسته اند كسان ديگري در تعريف سواد مفاهيم خانوادگي ، جامعه يا سواد فرهنگي را مشمول آن دانسته اند.
خدمات كتابخانه اي براي سواد
مدتهاست كه كتابخانه ها كوشش هاي آموزشي سواد آموزي را توسط منابع آموزشي كه در اختياردارند و فضاي معلمي و خدمات مناسب اطلاعتي را بكار گرفته اند واز اسپنسرها و كتابشناسيها ومواد خواندني جديدي كه براي بزرگسالان تاليف شده بهره مي گيرند- موادي كه خيلي هم كودكانه نيستند و مي توانند تحقيقي باشند و با علايقشان ارتباط داشته باشد از قبيل گرفتن گواهينامه رانندگي.
عده اي ديگر هم هستند كه برنامه هاي نرم افزاري و آموزشهاي رايانه اي را در تعريف سواد لازم دانسته و قبول داشته اند و سعي در تكامل آن دارند. يك نگرش موثرتر كه بوسيله كتابخانه ها ايجاد شده كلاسهاي سواد آموزي و برنامه هاي رو در رو را پيشنهاد مي نمايد. تعدادي از كتابخانه ها باعث پيشرفت برنامه هاي طراحي شده به منظور احساس نيازهاي گروههاي خاصي از افراد با مهارتهاي كم سواد شده اند. براي مثال مردمي كه انگليسي زبان دوم آنها مي باشد يك تراكم از زبانهاي اوليه و سطوحي از سواد را كه اين برنامه ها را با موادي كه فرهنگ و علايقشان را به يكديگر متصل مي نمايد روبرو هستند احساس مي شود.
مواد مناسبي براي سازمانهايي نظير سازمان زندانها ، بيمارستانها ، مراكز توانبخشي و خانه هاي گروهي براي بزرگسالان و معلولان توزيع ودر نظر گرفته شده است.
برنامه هاي ضروري زندانيان ، زير نظر كتابداران سواد آموز همسان مي شوند و آموزش نرم افزاري و زبان انگليسي را بصورت ويژه را به آنها پيشنهاد مي نمايند.(ماتيوس ،چات و كامرون1986).
بعلاوه تعدادي از اين برنامه ها براي گروههايي كه در خطر مشكلات سواد آموزي قرار دارند پيشنهاد شده است. بزرگسالان هدف اين برنامه ها مي باشند زيرا بيسوادي بصورت سازمانيافته اي با مشكلات ديگري از قبيل جرم ، بيكاري ، سوء استفاده دارويي و الكلي و مشكلات آموزشگاهي ارتباط دارد. بعد از آموزشگاه برنامه هاي سواد تابستاني در نظر گرفته شده تا تشويق نمايد افراد جوان را در يافتن كار وشركت دادن اعضاء جامعه و بطور عموم شان خودشان را ارتقا دهند.
خط مشي ها شامل تكاليفي مي گردند كه به تشكيل جلسات ، تدريس و جلسات مطالعه گروهي كمك مي كنند.(ديويدسون1988).
خانواده ها مورد هدف هستند زيرا بيسوادي بنظر مي آيد از يك نسل به نسل ديگر انتقال پيدا مي كند: كودكاني كه والدينشان بطور بينادي هم پدر و هم مادرشان بيسوادند به نوعي خودشان هم بيسوادند. در برنامه هاي سواد خانوادگي ، كوشش روي نقش والدين بعنوان اولين معلمين كودك مي باشد.
والدين ممكن است آموزش سواد را با استفاده از فعاليتهاي زباني به منظور استفاده كودكان و نوجوانان بكار گيرند.تعدادي از كتابخانه ها خانواده ها را بصورت تمام عيار براي سهيم شدن در فعاليتهاي مطالعه و نقد كتاب دعوت كرده اند. و به هر عضوي از اعضاي كتابخانه يك كتاب امانت مي دهند تا آنرا با خودشان به منزل ببرند.(تالان1990).
منابع زيادي براي كتابخانه هايي كه به آموزش سواد علاقه مندند وجود دارد . گزارش هاي پروژه اي ، راهنما هاي سالنامه اي و كتابشناسيها در برنامه هاي سواد آموزي و گسترش كتابخانه ضروري به نظر مي رسند. اطلاعات زيادي همچنين مجموعه هاي سواد آموزي را در سراسر ايالتها و سازمانهاي متعدد جهت سواد آموزي بوجود آمده است.
عنوان مقاله به انگليسي:THE role of libraries in litracy education
نويسنده:by Linda schamber
بر گرفته از سايت:www.libraryinstruction.com/litracy-education.html

