تبليغاتX
مقالات کتابداری

نقش كتابخانه ها در سوادآموزی

نوشته شده توسط:ليندا اسكامبر

مترجم:فرض الله عزيزي

      بيسوادي در امريكايي ها ، با پيچيدگيهاي اجتمايي و اقتصاديش در سالهاي اخير بعنوان بحث وسيعي در جريان است آگاهي ملي از مشكلات سازمانيافته با محدوديتهاي مهارت سواد بصورت قانوني و هدايت شده در سطح فدرال شروع شده  و برنامه هاي وسيعي تهيه شده است. كتابداران و مراكز اطلاع رساني به عنوان جزء مهمي از اين كوشش آموزشي وسيع شركت كرده اند.

آگاهي و حمايت ملي

       بطور عموم ، سواد توانايي خواندن ، نوشتن ، صحبت كردن و محاسبه كردن در يك سطح معين را مورد بحث قرار مي دهد.سواد بصورت بينادي شامل مهارتهاي مورد نياز براي چيرگي در سطح بزرگسالي و در موقعيت هاي روزانه ، از قبيل خواندن يك روز نامه يا تكميل يك فرم درخواست شغلي مي باشد. افرادي كه فاقد اين توانائيها هستتند غالبا عضو جمعيت هايي هستند كه از فقر ، جنايت ، وبيكاري رنج مي برند. بر طبق آمارهاي سال 1983 از دپارتمان آموزشي آمريكا اصولا 27 ميليون بزرگسال در اين  كشور و بيشتر از 47 ميليون در چندين حوزه كه از آنها تست به عمل آمده است مشكل بيسوادي دارند.(ديويدسون1988).

      وسعت اين مشكل كه روي آن فكر شده بطور وسيعي با توجه به اين اشكال تاكيد روي نيازها دارد. نياز به برنامه هايي براي افزايش سواد از طرف حكومت فدرال و از طرف سازمانهاي زيادي در محدوده هاي آموزشي ، كتابخانه اي و اطلاعاتي و همچنين از طرف سازمانهاي تجاري و صنعتي احساس و مورد حمايت قرار گرفته است.

       در كنگره سال 1990 دو برنامه موثر سواد قانوني و ضروري تصويب  شد:

-توسط مجلس سنا و موسسه سواد ملي"قانون سواد براي همه امريكائيها است" تصويب و قسمتي از يك لايحه مصالحه آموزش قانوني توسط كاخ سفيد تصويب و آماده شد.

-لايحه ديگري تحت عنوان لايحه سازش توسط يك كميته عضويتي پيشنهاد شد ، اما در قانون سال 1990 راي نياورد.

      لوايح مجزايي بصورت استثناء در كاخ سفيد و در سال 1991 به تصويب رسيد. همچنين در سال 1990 ، خدمات كتابداري (LSCA ) از برنامه هاي زيادي كه شامل برنامه هاي سواد بود براي حدود بيشتر از 20 سال حمايت كرد ،  مجوز جديدي براي  افزايش اعتبارات در سال 1991 صادر شد. در سال مالي 1989 ، 214 برنامه سواد كتابخانه اي در 47 ايالت توسط مركز خدمات كتابداري اجرا شد و در سال 1990 ، 237 مركز حمايت خود را از اين برنامه ها اعلام نمودند.(هامز و كامرون1990).

      برنامه هاي سواد كتابخانه اي بوسيله منابع ايالتي و محلي و  هداياي شخصي و يا همسان كردن سازمانهاي سواد اجرا اجرا گشتند. بعلاوه سازمانهاي جديد سواد قول دادند به كمك كتابخانه ها در برنامه هاي پيچيده سواد همكاري نمايند. دو تا از تاكيدات روي نيازهاي گروههاي خاص تحت عنوان اصول باربارا بوش از طريق مركز سواد فاميلي و مركز ملي سواد فاميلي انجام مي گرفت.

      هم سرمايه و هم آموزش براي تكميل  برنامه واطلاعات فراهم شد برنامه اي (خط مشي حكومتي) توسط دولت تهيه و تنظيم گرديد.(تالات1990) .

      كوزادا(1990) گزارش كرد كه در يك حوزه ملي روي سواد براي كتابخانه هاي ايالتي كه در ماه مه سال 1990 منعقد شد قصد بر اين بود تا پيشنهاداتي براي درستي خط مشي سواد ملي كتابخانه اي بوجود آيد. زماني كه تعدادي از سهامداران در ابتدا كتابخانه ها را كه تنها نقش حمايتي از آموزش ايفا مي كردند يك شان قوي و لازم درآنها ايجاد گرديد:

      كه كتابخانه ها تحت عنوان مراكز آموزش بلندمدت ، با آموزش يك بخش ضروري از ماموريتشان محسوب مي شوند. در اين نقش كتابخانه ها بايد بطور فعال زمان و منابع را به منظور همسان كردن فعاليتهاي سواد در تمامي ابعاد هماهنگ نمايند.

       كوزادا مي گويد: كتابخانه هاي سازماني ، عمومي ، اختصاصي ودانشگاهي يك مسئوليت در قبال پيشبرد سواد براي همه اعضاي جامعه اي كه از آنها استفاده مي كنند دارند.  او همچنين يادداشت مي كند كه انجمن كتابداري امريكا روي كتابخانه ها در مراكز سواد آموزي نقش دارد و به عنوان مركزي شان تشويق كننده را بعهده دارد.و اين شامل كتابخانه ها و مراكزي مي گردد كه روي اين قضيه كه كتابداران چگونه در آموزش سواد آموزي شركت داشته باشند محدوديت ايجاد نكند.

      نتيجه اين گزارش پيشنهاداتي را در سال 1991 در كنفرانس خدمات كتابداري واطلاع رساني كاخ سفيد بود تقديم كرد:

1.    پيوستگي در موجوديت قانوني اين مفهوم از كتابخانه تحت عنوان يك آژانس آموزشي

2.    توسعه يك استراتژي براي اختصاص بودجه مطمئن براي سواد آموزي

3.  استمرار در بهبودي ارزيابي ، تحقيق و اشاعه كوششهاي سواد آموزي كتابخانه ها بوسيله خود كتابخانه ها و فراهم كنندگان ديگر سواد آموزي

4.  مسئوليت مستقيم اداره مركز خدمات كتابداري و بهبودي وضعيت آژانس سوادآموزي كتابداري

       بعلاوه بمنظور تقدم قانوني سه چالش بطور ضمني درمعرض تحقيق و ارزيابي قرار گرفت. يك مشكل فقدان اطلاعات كافي در وسعت بيسوادي بود. مشكل ديگر فقدان اطلاعات قابل قياس  و تاثيرات مختلف سواد آموزي بود. در پايان هيچ توافقي در مفهوم بنيادي سواد وجود ندارد. در پس تعريف سواد تحت عنوان مهارتهاي (3R) پايه اي براي بزرگسالان  و نويسندگان و زيادتي مفاهيم مهارتهاي اطلاعاتي يا كامپيوتري را مشمول آن دانسته اند كسان ديگري در تعريف سواد مفاهيم خانوادگي ، جامعه يا سواد فرهنگي را مشمول آن دانسته اند.

خدمات كتابخانه اي براي سواد

      مدتهاست كه كتابخانه ها كوشش هاي آموزشي سواد آموزي را توسط منابع آموزشي كه در اختياردارند و فضاي معلمي و خدمات مناسب اطلاعتي را بكار گرفته اند واز اسپنسرها و كتابشناسيها ومواد خواندني جديدي كه براي بزرگسالان  تاليف شده بهره مي گيرند- موادي كه خيلي هم كودكانه نيستند و مي توانند تحقيقي باشند و با علايقشان ارتباط داشته باشد از قبيل گرفتن گواهينامه رانندگي.

      عده اي ديگر هم هستند كه برنامه هاي نرم افزاري و آموزشهاي رايانه اي را  در تعريف سواد لازم دانسته و قبول داشته اند و سعي در تكامل آن دارند. يك نگرش موثرتر كه بوسيله كتابخانه ها ايجاد شده كلاسهاي سواد آموزي و برنامه هاي رو در رو را پيشنهاد مي نمايد. تعدادي  از كتابخانه ها باعث پيشرفت برنامه هاي طراحي شده به منظور احساس  نيازهاي گروههاي خاصي از افراد با مهارتهاي كم سواد شده اند. براي مثال مردمي كه انگليسي زبان دوم آنها مي باشد يك تراكم از زبانهاي اوليه و سطوحي از سواد را كه اين برنامه ها را با موادي كه فرهنگ و علايقشان را به يكديگر متصل مي نمايد  روبرو هستند احساس مي شود.

       مواد مناسبي براي سازمانهايي نظير سازمان زندانها ، بيمارستانها ، مراكز توانبخشي و خانه هاي گروهي براي بزرگسالان و معلولان توزيع ودر نظر گرفته شده است.

      برنامه هاي ضروري زندانيان ، زير نظر كتابداران سواد آموز همسان مي شوند و آموزش نرم افزاري و زبان انگليسي را بصورت ويژه را به آنها پيشنهاد مي نمايند.(ماتيوس ،چات و كامرون1986).

      بعلاوه تعدادي از اين برنامه ها براي گروههايي كه در خطر مشكلات سواد آموزي قرار دارند پيشنهاد شده است. بزرگسالان هدف اين برنامه ها مي باشند زيرا بيسوادي بصورت سازمانيافته اي با مشكلات ديگري از قبيل جرم ، بيكاري ، سوء استفاده دارويي و الكلي و مشكلات آموزشگاهي ارتباط دارد. بعد از آموزشگاه برنامه هاي سواد تابستاني در نظر گرفته شده تا تشويق نمايد افراد جوان را در يافتن كار وشركت دادن اعضاء جامعه و بطور عموم شان خودشان را ارتقا دهند.

       خط مشي ها شامل تكاليفي مي گردند كه به تشكيل جلسات ، تدريس و جلسات مطالعه گروهي كمك مي كنند.(ديويدسون1988).

      خانواده ها مورد هدف هستند زيرا بيسوادي بنظر مي آيد از يك نسل به نسل ديگر انتقال پيدا مي كند: كودكاني كه والدينشان بطور بينادي هم پدر و هم مادرشان بيسوادند به نوعي خودشان هم بيسوادند. در برنامه هاي سواد خانوادگي ، كوشش روي نقش والدين بعنوان اولين معلمين كودك مي باشد.

      والدين ممكن است آموزش سواد را با استفاده از فعاليتهاي زباني به منظور استفاده كودكان و نوجوانان بكار گيرند.تعدادي از كتابخانه ها خانواده ها را بصورت تمام عيار براي سهيم شدن در فعاليتهاي مطالعه و نقد كتاب دعوت كرده اند. و به هر عضوي از اعضاي كتابخانه يك كتاب امانت مي دهند تا آنرا با خودشان به منزل ببرند.(تالان1990).

      منابع زيادي براي كتابخانه هايي كه به آموزش سواد علاقه مندند وجود دارد . گزارش هاي پروژه اي ، راهنما هاي سالنامه اي و كتابشناسيها در برنامه هاي سواد آموزي و گسترش كتابخانه ضروري به نظر مي رسند. اطلاعات زيادي همچنين مجموعه هاي سواد آموزي را در سراسر ايالتها و سازمانهاي متعدد جهت سواد آموزي بوجود آمده است.

عنوان مقاله به انگليسي:THE role of libraries in litracy education

نويسنده:by Linda schamber

بر گرفته از سايت:www.libraryinstruction.com/litracy-education.html

 

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در دوشنبه نوزدهم دی 1384 و ساعت 12:43 |

فهم سواد اطلاعاتي

نوشته شده توسط:باربارا هامز

مترجم:فرض الله عزيزي

مقدمه

ما دانشكده ها ،كتابخانه ها و منازلمان را با فناوريهاي الكترونيكي مجهز نموده ايم اما آيا ما دانشجويان و اساتيد را در برابر اطلاعاتي كه سخت آنهارا مورد حمله قرار مي دهند بوسيله اين فناوريها مجهز نموده ايم؟ چه اتفاقي مي افتد هنگامي كه دانشجو مي تواند اطلاعات بيشتري از اينترنت بدست آورد آيا در گذشته اطلاعات بوسيله يك استاد يا يك تكست بوك انتقال پيدا مي كرد؟ يك دانشجو در هنگام برخورد با اطلاعات زياد و ممكن چه بايد انجام دهد؟ كدام اطلاعات قابل قبول مي باشد و كدام قابل قبول نيست؟

امروزه با دسترس بودن اطلاعات درست و غلط زياد هركسي را در راستاي سيستم آموزشي قرار مي دهد يا نمي دهد- بايد نه تنها مهارتهاي خواندن و مهارتهاي كامپيوتري داشته باشد بلكه همچنين مي بايست مهارتهاي اطلاعاتي هم داشته باشد.

سواد اطلاعاتي چيست؟

اصطلاح سواد اطلاعاتي بعضي اوقات ترجيحا به عنوان اطلاعات مناسب و بطور عموم به عنوان توانايي دسترسي ، ارزيابي ، سازماندهي واستفاده از اطلاعات در يك تنوع از منابع تعريف شده است براي اينكه كسي داراي سواد اطلاعاتي گردد بايد چگونگي وضوح يك موضوع يا ناحيه اي از دستورالعملهاي مورد نياز را بشناسد. انتخاب اصطلاحات مناسبي را براي روشني مفهوم يا موضوع  مطابق دستورالعمل يك خط مشي جستجو انتخاب كند كه منابع مختلف اطلاعاتي و روشهاي متنوعي كه اطلاعات را سازماندهي مي نمايد فرموله كند.

داده هاي جمع شده را براي ارزيابي ، تناسب ، كيفيت و مفيد بودن تحليل نمايد و بطور صحيح اطلاعات را به طرف دانش سوق دهد(انجمن كتابداري امريكا1989)

اين شامل يك فهم عميق از چطور و كجا اطلاعات را پيدا كردن مي شود. توانايي قضاوت دراطلاعات هدفدار و محتاطانه مي باشد ، چطور بهترين اطلاعات مي تواند به نشان دادن مشكل يا انتشار آن در يك دست كمك نمايد.

سواد اطلاعاتي همانند سواد كامپيوتري كه نيازمند شناخت فناورانه است واينكه چطور نرم افزار و سخت افزاري را بسازيم نيست يا سواد كتابخانه كه نيازمند توانايي استفاده از مجموعه كتابخانه و خدماتش مي باشد نيست. همچنين يك ارتباط قوي متعلق به همه اين مفاهيم وجود دارد. هر كدام از اين سوادها چندين سطح از تفكر را بصورت حياتي نياز دارند. اما در مقايسه با سواد كامپيوتري سواد اطلاعاتي صرفا به آنسوي دسترسي داشتن به دانش چطور استفاده نمودن از فناوري مي رود زيرا فناوري تنها كيفيت آموزش تجربي را تضمين نمي نمايد. ودر مقايسه  با سواد كتابخانه اي ، سواد اطلاعاتي بيشتر از جستجو در يك فهرست پيوسته يا مواد مرجع ديگرمي باشد زيرا سواد اطلاعاتي يك تكنيك نيست بلكه يك هدف براي آموزشگران مي باشد.(گيلتن1994)

سواد اطلاعاتي به يك آگاهي از روشي كه سيستم هاي اطلاعاتي كاربردي و ارتباط ديناميك بين يك نياز اطلاعاتي ويژه و منابع و كانالهاي مورد نياز به منظور رضايت آن نياز مورد نياز است.

چرا ما بايد سواد اطلاعاتي را مورد بحث قرار دهيم؟

نياز به ارزيابي مقبوليت اطلاعات چيز جديدي نيست اما اخيرا اغلب آموزشگران منتظرند تا بدقت چندين مجموعه از مواد مرجع انتخابي در كتابخانه هاي دانشگاهي و عمومي را كه شاخه محدودي از متون وسيع مورد توافق را در كلاس درس يا در كتاخانه شخصي مورد بحث قرار دهند. بهرحال اززماني كه هر كسي مي تواند يك صفحه وب بسازد، براي مثال شما چطور مي توانيد بگوييد اطلاعات مورد اطمينان است يا نه؟يك نكته حياتي در باره استفاده از اينترنت اين است كه اطلاعات پستي خصوصي نيازمند گذر از قيد و بندهاي ويراستاري رسمي يازير گذر هر نوع از چك حقايق نيست. بي ميلي در جستجوي اطلاعات از منابع قابل اطمينان ودرست از قبيل كتابهاي خوب نمايه شده يا اطلاعات وسوسه انگيز نتايج كامپيوتري اما كيفيت پايين حاصل مي شود نه تنها ما بايد آموزشگران با بصيرتي باشيم بلكه علاوه بر آن ما بايد بطور مداوم آموزش ببينيم. اگر چه در اين جهان تغييراتي بصورت افزايشي صورت گرفته است بنابراين نياز به يادگيري احساس مي شود. تغييرات هولناكي هم در ميزان وهم در تنوع منابع اطلاعاتي ديده مي شود ، تغييرات وسيعي در فناوري ايجاد شده كه  روي زندگيمان از بانكداري گرفته تا مراقبت پزشكي و هرچيز ديگري تاثير مي گذارد. ما نياز داريم براي دانستن بيشتر و يادگيري بيشتر در جهان اطرافمان تغيير را بپذيريم. طبق يافته هاي بريويچ و جانز در سال 1993 سواد خواندن بصورت رسمي ، نوشتن و دلايل حسابگرانه براي يادگيري در طول دوران زندگي سودمند مي باشند. كميت افزايش اطلاعات از همه منابع و فشار به منظور ابقا در يك حالت استمرار از مفاهيم يادگيري مداوم كه ما بايد دراستفاده از اطلاعات مهارت داشته باشيم. نياز به شروع واستفاده از اطلاعات در تمامي حالتهاي زندگي احساس و فراهم آوري سواد اطلاعاتي مناسب بايد با فراهم آوري سوادهاي ديگربا هم آميخته شوند(دارچ و ديگران سال 1997 )

مشكلات آموزشي

با سواد اطلاعاتي شدن يك فرايند موثر است ، ايجاد جستجو در خارج از حيطه دانش از چندين منبع نسبت به دريافت و گزارش حقايق انفعالي ، روش استاد بايد دانش يك مربي يا راهنما را افزايش دهد.(انجمن رسانه آموزشي ويسكانسين)

استادان ، پروفسورها ، استادياران ، كتابداران ، مديران وجامعه بايد براي همكاري توسعه روشهايي كه نه تنها مشكلات دانشجويان در استفاده از مواد كلاس درس بلكه همچنين در استفاده منابع اجتماع زيادي را حل نمايد.

استادان بايد آمادگي اينرا داشته باشند كه به دانشجو تفكر لازم ،مشاهدات جديد هوشمندانه ، خلاق و استفاده گر از اطلاعات آموزش دهند.(لنوكس1993)

هدف اينست ابتدا دانشجويان را براي چگونگي يادگرفتن(ياد بگيرد چگونه آموزش ببيند) آماده نماييم و اين مهرتها را در محدوده هاي ديگر زندگيشان ياد بگيرند بنابراين آنها مي توانند جستجوگران و مشتريان اطلاعات سراسر زندگيشان باشند.

استادان در تمامي موضوعات بايد نگرش درست ورسمي بايك كوشش در پرسش از يادگيرنده و فرايند پرسش علمي از وي داشته باشند.(لنوكس1993)

اين به معني انتقال چندين مسئوليت در كسب دانش از استاد به دانشچو و مجاز بودن دانشجويان براي توسعه پرسش ها ، خط مشي ها براي جستجوي جوابها و فرموله كردن نتايج مي باشد. آن همچنين به معني داشتن سخنرانيهاي كمتر و جايگزيني آنها با خط مشي هاي كاربردي در سواد اطلاعاتي مي باشد.(كميسيون آموزش عالي1995)

با توافق نظر ، آموزشگران و محققين بايد دست به گريبان شوند با تعريف استانداردها و شايستگيهاي سازمانيافته با سواد اطلاعاتي روشهاي جديد موثري براي استخدام آموزشگران و اندازه گيري نتايج و برخورد اين قبيل آموزشي كلرادو(1994) ، انجمن كتابداران آموزشگاهي وانجمن ارتباطات و فناوري آموزشي (1996) ، آموزشگاهاي عمومي بلينگهام (1996) شش مهارت بزرگ (ايزنبرگ و بركويتز1990) و دانشگاه ايندياناي پنسيلوانيا(اسلاتر و ناپ1994) انتقال يافته اند.

مشكلات يادگيري

مقداري از يادگيريهاي ما در مجموعه هاي رسمي چه و كجا پكيجها و مطالب آماده شده مي باشند كه ما انهارا ياد مي گيريم و بصورت اتفاقي ميباشند. اما يادگيريهاي زياد همچنين در مجموعه هاي غير رسمي و غير رسميانه بصورت خوبي اتفاق مي افتند. سواد اطلاعاتي در همه سه نوع جانشيني يادگيري بصورت حياتي وجود دارد.

با سواد اطلاعاتي شدن شامل يك تغييرموثر و يك روش براي دانشجويان زيادي است كه يادگيري را آموخته اند. اول از همه دانشجويان بايد بطور خود آموز در پي يادگيري باشند. اين نوع از استقلال ، دانشجويان را در يادگيري موثر آماده مي نمايد تا مشكل زندگي واقعي را حل نمايند.(برويك و جي1989). همچنين در باسواد شدن اطلاعاتي ، دانشجويان مسئوليت بيشتري را براي يادگيري شخصيشان هم بصورت خصوصي يا در كارهاي گروهي ميپذيرند.

تحت عنوان دانشجوياني كه شايستگي بيشتري در استفاده از آپشن هاي منابع اطلاعاتي دارند انها نسبت به روشهاي يادگيري و روشهاي ترجيهي يكسان سازي دانش آگاهي مي يابند(بلكلي و كاريگان1994)

يك روش موفق براي توسعه مهارتهاي سواد اطلاعاتي در يادگيري منابع گسترش يافته مي باشد كه دانشجوياني را شامل  مي شود كه مسئوليت بيشتري در قرار گيري منابع بيشماري در جريان يادگيري و پذيرفتن آن مي باشند. اين نگرش مهارتهاي يادگيري دوران زندگي را تكامل مي بخشد زيرا دانشجويان در حال يادگيري از همان منابعي كه براي استفاده  در زندگي  روزانه از قبيل كتابها ، روزنامه ها ، تلويزيون ، پايگاههاي اطلاعاتي ، اسناد دولتي ، كارشناسان موضوعي و ديگران هستند(انجمن كتابداران امريكا1989)

گذشته از اين ، يادگيري منابع گسترش يافته يك امتياز بزرگ را فراهم مي نمايد(آن به دانشجويان اجازه مي دهد به منظور انتخاب موادي كه سطوح آكادميكي شان را و روشهاي يادگيري ترجيحي كه اخذ نموده اند تا ويژگي فرايند يادگيري را در دانشجويان بصورت خصوصي كمك نمايد).

مشكلات آموزشگاهها

به منظور تربيت آموزشگراني كه داراي سواد اطلاعاتي هستند ، آموزشگاهها نياز به مهارتهاي سواد اطلاعاتي كاملي در اثناي دوره تحصيلي در شروع تمامي محدوده هاي موضوعي در سالهاي آغازين تحصيلي دارند.

موسسات آموزشي كه مايلند آموزشگران را در طول زندگي تربيت نمايند بايد در چندين بيس تفكر مجدد در دانشكده متخصص اطلاعات را از قبيل كتابداران و متخصصين رسانه اي را تعليم دهند و با يكديگرتا پايان كار كنند و عهده دار اين قضيه شوند.(بريتينگهام1994).

براي مثال ، يك رئيس بعنوان رهبر آموزشي ، ترويج مي دهد يادگيري منابع گسترش يافته را بوسيله طرح مناسب زماني و حمايتهاي بودجه اي كه فراهم مي نمايد. بعنوان متوليان آموزشي ، كلاس درس  ومتخصصين رسانه كتابخانه اي بطور موثري در شناسايي نيازهاي يادگيري دانشجويان ، توسعه واحدهاي آموزشي كه آسان مي نمايد فعاليتهايي كه عمل مفهومي پيشنهادي را در استفاده از يك تنوع از منابع اطلاعاتي و برنامه راهنماي دانشجويي را شامل مي گردد(انجمن رسانه آموزشي ويسكانسين).

بر اساس مطالعه اي كه اخيرا انجام گرفته فاكتورهاي زير نتيجه اي را به دنبال داشت كه در آن مهارتهاي اطلاعاتي موفقيت آميز در دوره تحصيلي دانشگاهي را نشان مي دهد.

- اين موسسه يك تعهد قوي براي نتايج آموزشي عالي براي دانشجويان در محدوده تفكر حياتي ، حل مشكل و مهارتهاي اطلاعاتي دارذ.

- مديران كتابخانه تعهدات بلند مدتي براي دستورالعمل كتابخانه تكميلي در دوره تحصيلي دارند.

- دانشكده و كتابداران در دوره تحصيلي جهت توسعه بايد با يكديگر كار  كنند.(1995).

محدوده تحصيلي مناسبب با يادگيري مشكل گسترش يافته شامل نظم مجدد روشهاي آموزشي و ارتباط آموزشي تحت عنوان خط مشي هاي ارزيابي شده جايگزين مي شود.(بليكلي و كاريگان1994).

 

مشكلات كتابداران و كتابخانه ها

كتابداران در آغازراه (1970) در مفاهيم ايده اي  از سواد اطلاعاتي وارتباطش با يادگيري در طول زندگي پيشقدم شدند ابتداعا مفهوم  سواد اطلاعاتي كه تاكيد مي كرد روي روش بعدي كتابخانه ها و كتابداران در كمك به استفاده و كاربرد اطلاعات تكامل بخشيدند.

برخورد موثر از يادگيري متني گسترش يافته تا يادگيري منابع گسترش يافته شامل استفاده رفتاري از مواد كتابخانه اي ويك تقاضا مي شود براي منابع رسانه اي بيشتر و متنوع ، شامل مواد چاپي . در نتيجه ، مديران آموزشگاهي به ارزيابي مجدد اينكه چطور سرمايه ها توزيع شوند بين بودجه تكست بوك ها وبودجه براي منابع رسانه اي كتابخانه نياز خواهند داشت.

كتابخانه هاي عمومي مجبورند بيشتر هماهنگ شوند بصورت تنگاتنگ با آموزشگاهها و سايت هاي آموزشي ديگر به منظورتامين دسترسي مفيد به منابع اطلاعاتي و فناوري براي همه سنين و توانائيها براي باقي گذاشتن يك منبع جامع قوي براي آموزش در طول زندگي چنانچه متخصصين اطلاعاتي ، كتابداران ناميده مي شوند بطور متناوب براي مشاوره با استادان وآموزشگران وبه منظور آموزش وراهنمايي در زمينه مهارتهاي سواد اطلاعاتي نه تنها در كتابخانه هاي آموزشگاهي و دانشگاهي بلكه در كتابخانه هاي عمومي و اختصاصي بخوبي فراهم شده است .

توجه مهمي براي همه نوع از كتابخانه ها و جود دارد كه رشته اي از حمايت ها را كه اين كتابخانه ها استفاده دارند داده و ان تفكر از دارائيهاي كتابخانه و تقاضا براي سهم منابع متعلق به پلكان هاي كتابخانه ها از اهميت امانت بين كتابخانه اي افزوني يافته است.

مشكلات محل كار

امروزه تغييرات زيادي درمحل كار اتفاق مي افتند. مستخدمين انتظار دارند از پيشرفتهاي فناورانه سريع تا عمليات طبيعي جريان وتا دارا بودن توانايي حل كننده هاي مشكل پيش فعال خوب نگه داري كنند.(هانكوك1993) .

مهارتهاي سواد اطلاعاتي كه از مجموعه هاي آموزشي تا حرفه اي كليدهايي براي كمك به مستخدمين به منظور نگهداري خوب از تغييرات در شغل و متصديان حمل ونقل و در خود اصلاحي و ارتقاء مهارتها انتقال مي دهد.

دپارتمان گزارش كار ايالت متحده تا كميسيون امنيت مهارتها ضروري فهرست مي نمايند سواد اطلاعاتي را بعنوان يكي از پنج نياز مناسب  و ضروري براي اجراي شغلي مي باشد.

آگاهي از روشهاي بازار يابي ، اوضاع اقتصادي و سياستهاي موثر اقتصادي شامل دنبال كردن اطلاعات بصورت فعال در تصميماتي كه اتخاذ خواهد شد مي باشد.از قبيل اطلاعاتي كه اجبارا براي نو بودنش ، نفوذش ، منبع و درستي آن ملحوض مي شود. اشتباه در فهم اطلاعات روي قسمتي از آموزشگاهها و معاملات در دانشجوياني كه آمادگي براي جهان واقعي كارندارند و مشكلات اقتصادي جاري دارند از كشورمان و بحث در مورد صلاحيت هاي بين المللي امريكا و خطوط ارزشي بيسوادي اطلاعاتي بصورت كوششي ضعيف و بصورت ملي و خصوصي نتيجه خواهد داد.(برويك1992).

مشكلات جامعه و فرهنگ

چطور كشورمان واقعيات عصر اطلاعات را كه تاكيد بيشماري روي روش آزاد زندگي و توانايي ملي براي شايستگي بين المللي دارد مورد بحث قرار مي دهد.

تحت عنوان يك جامعه ، ما با يك شمار از تصميمات به منظور كانديدا شدن روزمره ، انتشارات، توليدات ، و انتخاب هاي ديگر روبرو مي شويم.كيفيت زندگي خصوصي وسعت زيادي پيدا كرده كه به توانايي شهروندان بستگي دارد و طبق نظر برويك و جي 1989 مشتريان آگاه اطلاعاتي ناميده مي شوند.

در حقيقت ، فناوري اطلاعات بطور وسيع شكاف بين داشته ها ونداشته ها را ظاهر مي سازد

براي مثال ، اقليت ها ودانشجويان ،بزرگسالان بيسواد ، مردم انگليسي زبان و كم بهرگان اقتصادي قادرند به نوعي از اطلاعات كه ممكن است زندگيشان را بهبود بخشد دسترسي پيدا كنند(انجمن كتابداران امريكا1987).

طبق نظر برويك وجي احتياط درتجارت اطلاعات ، كنترل منابع اطلاعاتي و فناوري جديد اطلاعاتي بايد شكاف بين داشته ها و نداشته ها را توسعه بخشد. تفاوت كلي تهيه كنندگان(اطلاعات)مي تواند در راس قرار گيرد اگر چه دسترسي به فناوري اطلاعات ميسر شده و اگر چه اطلاعات مناسب فراهم شده است.

 

يادداشت ها

چالشهاي قرن بعدي مواجه شده با ارزش اقتصادي حصول شده از دانش و مراقبت از نيروي كاري حال و آينده مان كه مي تواند اين جريان را شركت دهد و به انجام رساند اگر چه پيش بيني چندين سال قبل بوسيله پتردراكر(1969) تحت عنوان مهمترين عامل (مردم) مجبور خواهند بود ياد بگيرند چگونه آموزش ببينند پيش بيني شده بود. به عبارت ديگر مهمترين چيز، اينست كه مهارتهاي خاصي وجود ندارد ، اما يك مهارت جهاني وجود دارد كه از استفاده دانش و سفارش نظام يافته تحت عنوان يافته ها براي ايجاد مهارت و انجام آن است.

پاراگراف آخر تحت عنوان عمل ارتباط از راه دور سال 1996 به وقوع پيوسته كه يك عصر جديد از مجال آموزشي را براي آموزشگاه ملي كودكانمان ، دانشجويان دانشكده و مراجعين به كتابخانه پيشرو قرار داده است. اين نوع از ارتباط خدمات جهاني و خدمات ارتباط از راه دور منحصر بفرد را براي نواحي روستايي و نواحي شهري ميسر نموده است. اين شاهراههاي اطلاعاتي را به ما نشان مي دهد و اطلاعات را بيشتر قابل دسترسي مي نمايد ، شايد بموجب اين كمك سواد اطلاعاتي افزايش يابد.

سوپر شاهراههاي اطلاعاتي علاقه عمومي به راههايي براي در اختيار قرار دادن مردم به دسترسي شبكه هاي الكترونيكي و استفاده از اطلاعات موجود در آنها ايجاد نموده است. وعده هاي زيادي در باره اعطاي آموزش پيشنهادي بوسيله فناوري اطلاعاتي داده شده اما تهيه مهارتهاي تكميلي نياز است تا ديدگاهي را براي موفقيت داشته باشيم و درضمن مركزي براي آموزشگران لازم است.

عنوان مقاله به انگليسي:understanding information literacy

نام نويسنده به انگليسي:by Barbara humes

بر گرفته از سايت:www.libraryinstruction.com/infolit.html

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 12:47 |

اين دكلمه و يك قطعه شعر طنز كتابداري را در زمان دانشجويي يكي از دوستان خوبم به نام حسين كازهي در سال 1367 سروده اند كه با كسب اجازه از محضر ايشان آنرا در اينجا براي علاقه مندان به اينگونه آثار مي آورم اميدوارم از آن لذت ببريد:

من صبح روزي به دنيا آمدم ، كه كتابخانه كنگره هيچ نوري نداشت قلم و سورتر بر داشتم و به كتابخانه مر كزي رفتم و ده كتاب لاتين سرچ نمودم، مسئول فهرستنويسي گفت  ها ماشاالله ، تو ده كتاب سرچ ميكني و آنچه به جايش داري ، اينكه يك روز ، پيرتري وتا خرخره در قرض فرو رفته تر

 آهاي ديويي مقدس مارا به مرگ مخوان ما نمي توانيم بياييم، ما روحمان

 را به كتابخانه مركزي سپرده ايم

موقعه اي كه مي بينيد دارم مي آيم بهتر است كنار برويد خيليها اين كار را نكردند و مردند من در يك دستم ديكشنري است ودر دست ديگرم بوكس اينپرينت اگر ديكشنري بهتان نگيرد بوكس اينپرينت مي گيرد برخيها معتقدند كه انسان از خاك آفريده شده است اما كتابدار ديوانه اي هم هست كه از گوشت و استخوان درست شده از عضله وخون درست شده از مغزي ضعيف و پشتي قوي آهاي ديويي مقدس ما را به مرگ مخوان ما نمي توانيم بياييم ما روحمان را به كتابخانه مركزي سپرده ايم.

                                                                          حسين كازهي

                                                                         25/12/67

                                                             

                                                               شكوه كتابدار

سخت نالانم از سرچ و حساب

من چه بيزارم از فايل و كتاب

جان تودلگيرم از دستورها

خسته و غمگينم از ديلرها

بسكه گوشم دستور ديويي شنيد

رنگ از رخسار زيبايم پريد

سي و سي السو حالم را گرفت

عشق پرو پديا خيالم را گرفت

هرچه كه خواندم با هم قاطي شده

نام سلطاني هم فاطي شده

مرجع و فهرست به هم آميخته

كنگره از مغز من بگريخته

بحث از ال سي مكن اي جان من

كشف ان يو سي مكن اي جان من

منكه رسواي جهانم باك نيست

طرح ديويي كه ازخاك نيست

هرچه كتابدار اهدايي است درخاش

جمع مي گردند در يك ديگ آش

هر كسي بهر جذب ويتامين دي هوا

مي كند در آفتابها او صفا

مخزن كتاب دو سه فوت مي شود

پر شدن به خارجي فول مي شود

مغز من داغون شده از دست درس

اي پسر از هر كجا درسه بترس

  1. فوق ليسانسيه ها را نگر در ملك ما

بس فراوانند از لطف خدا

اغلب آنها در اين كشور ولند

كارمند شركت ايرانولند

                                      حسين كازهي

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در پنجشنبه هشتم دی 1384 و ساعت 9:14 |

National Library of Iran

From Wikipedia, the free encyclopedia.

Jump to: navigation, search
The Niavaran branch of the National Library of Iran offers a pleasant environment for its users.
Enlarge
The Niavaran branch of the National Library of Iran offers a pleasant environment for its users.

The National Library of Iran is situated in Tehran, Iran.

It has several branches scattered all over the city, however it was officially inaugurated in 1937. Prior to this date other libraries existed that performed the same function informally.

The first prototype of a national library in Iran was the Library of Dar al-Funun College established in 1851. In 1899 another library called the Nation's Library was inaugurated in Tehran.

Today, the National Library of Iran has incorporated many different collections from older libraries including many rare and valuable manuscripts.

The central main branch is located in north central Tehran and is still under its final stages of construction.

See also

External links

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در چهارشنبه هفتم دی 1384 و ساعت 9:15 |

 

دانشگاه آينده(1)

 

نوشته: ديويد  رشتي(David Rashty)
ترجمه: محمدرضا اميري

كارشناس ارشد كتابداري واطلاع رساني و كتابدار دانشگاه بوعلي سيناي همدان
 غلام حيدري

كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني و كتابدار دانشگاه رازي كرمانشاه

 

    يك دانشگاه ديجيتالي را تصور كنيد... كه ابزاركار آن عبارتست از :
صندوقي بزرگ پر از ديسكهاي ذخيره اي ، شبكه اي انبوه از كابلهاي
فيبر نوري ، اتصال به اينترنت با پهناي باند گسترده و شايد يك ماهواره.

Thomas H. Thompson
 

مقدمه
      دانشگاههاي عصر حاضر با يك دگرگوني عمده مواجه مي باشند : از يك طرف بعلت كمبود بودجه و افزايش تعداد دانشجويان نياز به يك تغيير سازماني دارند كه خود را با نيازهاي جديد وفق دهند ؛ از طرف ديگر ، احتمال دارد فن آوري پيشرفته، بجاي موقعيت تعدادي از معلمان قرار گيرد و دانشگاهها را به موسساتي كه ماهيت اصلي آنها مجازي است، تبديل كند. دانشگاهها سازمانهايي هستند كه بيشترين مقاومت را در مقابل تغيير از خود نشان مي دهند. تغيير معمولاً ناخواسته، و در نتيجه پيدايش واقعيتي جديد بوجود مي آيد تا اينكه نتيجه ابتكار عمل آنها  باشد.حتي اگر ما چندين قرن به عقب برگرديم ، متوجه مي شويم كه تا قرن 12 كه دانشگاههاي بزرگ اروپا تاسيس و راه اندازي شدند، همان الگوهاي گذشته را اعمال مي كردندكه حاكي از محافظه كار بودن آنها دارد.
     فن آوري ارتباط رايانه اي اين توانايي را در خود داردكه امكان " يادگيري بدون محدوديت زماني"(2) را متناسب با زمان و تواناييها و نيازهاي دانشجو فراهم كند. اين شيوه، در مقايسه با شيوه آموزشي معمول، كه نيازهاي دانشجو (با معني شناخته شده)را ناديده مي گيرد و گروهي را در زمان و مكان مشخص و معيني مخاطب قرار مي دهد، راهكاري اساسي است. از طرف ديگر، اين احتمال وجود دارد كه فن آوري ارتباط رايانه اي به ساخت اجتماعي موجود در موسسات آموزشي آسيب برساند و نشستهاي فيزيكي را به حداقل برساند.
 
فن آوري و دانشگاه
     استفاده از فن آوري براي آموزش در دانشگاهها، تا بحال هيچ تغيير اساسي بدنبال نداشته است. توماس اديسون(3) پيش بيني كرده بود كه استفاده از فن آوري پيشرفته آن زمان، كه امروزه به آن سينما گويند، باعث انقلابي در همه زمينه هاي مربوط به سيستم آموزشي خواهد شد و چايگزين متون مرجع علوم ميشود. با ظهور تلويزيون آموزشي در اوايل دهه پنجاه ، بسياري از وعده هاي تغييرات اساسي كه مي بايست در شيوه هاي آموختن در دانشگاهها بوجود آيد، در معرض عينيت قرار گرفت. واقعيت امروز نشان ميدهد كه آن پتانسيل فوق  العاده اي كه در دهه پنجاه ذكر شد، در حد همان پتانسيل باقي ماند و هرگز به منصه ظهور نرسيد و شيوه هاي آموزشي در دانشگاهها ثابت مانده است.
    مشابه با آن نيز،  سيتمهاي سمعي-  بصري دهه90 بعنوان وسايل كمك آموزشي بود كه جز حالتي دل خوش كننده از آن باقي نمانده است، و استفاده از آنها در زندگي امروزه بي اهميت است.
     ظهور اينترنت و محيطهاي ارتباط رايانه اي همراه با آن، ما را به ياد وعده هايي مي اندازد كه در نتيجه پيدايش ديگر فن آوري هاي آموزشي بوجود آمده بود و پس از مدتي به بوته فراموشي سپرده شد، ضمن اينكه آنها براي تكامل به سيستمهاي موجود و تمايل خود وابسته بودند.


دانشگاه مدرنـي كه ما مي شناسيم و دوست داريم، بهاي خيلي زيادي دارد.
آموزش عالي در صورتيكه بصورت فعال و حرفه ايي عمل نكند سهم بازار را
ازدست خواهــد داد. موسسات آگاهي رساني و بخش خصوصي براي سود بردن
 از اين فرصت جديد سهيم خواهند شد. يادگيري هميشگي براي دانشگاهها، مركز
 سود دهي بزرگ خواهد شد، چرا كه آنها با فراهم كردن فرصتهاي يادگيري
وسيع در محل كار، با تاجران كار مي كنند.
Western  Governors unieversity  1998 b


 يك واقيت در حال تغيير
     قرن آينده واقعيتهاي اقتصادي متفاوتي را به همراه دارد، كه ادعا دارد شخص بايد با هزينه كمتر، كار بيشتر انجام دهد. رشد جمعيت كشورهاي در حال توسعه باعث مي شود كه نمودار بودجه بين افراد بيشتري تقسيم شود. تقاضاهاي افراد نيز افزايش مي يابد و آنچه كه متعاقب آن پيش مي آيد، افزايش قيمت در زمينه هاي پزشكي، امنيت داخلي، حمل و نقل و غيره است. حوزه آموزش درسراسر جهان نيز مشمول اين واقعيت مي شود. عليرغم افزايش چشمگير تعداد دانشجويان، اختصاص بودجه به دانشگاه، مطابق با آن افزايش چشمگيري نيافته است. خود جمعيت دانشجويي هم در حال تغيير است و دانشجويان بيبشتري از گروه سني بالاي چهل سال در اين فرايند وارد مي شوند. اين دانشجويان بعلت وضعيت خانوادگي، تغيير پذيري زمان (4)و فاصله جغرافيايي، نيازهاي متفاوتي دارند كه اين نيازها، ساختار آموزش و شيوه اعمال آنرا تحت تاثير قرار مي دهد. بسياري از دانشجويان كه در گذشته، از پذيرفته شدن آنها در موسسات آموزشي عالي جلوگيري مي شد، علاقمند به گسترش افقهاي خود هستند و همچنين از نظر سازمان آنها نيز، اين كار ضروري به نظر مي رسد.
    در گذشته دور، دانشگاهها بدين منظور تاسيس شدند كه دانشجويان خود را براي عملكرد و ايفاي نقش بهتري در جامعه، بعنوان شهرونداني كار آمد، آموزش ببينند. در قرن پيش و نيز قرن اخير، اين مفهوم تا اندازه اي تغيير كرد و دانشگاههاي زيادي، با عنوان ((دانشگاههاي تحقيقي)) تاسيس شدند كه هدف آنها آموزش محققان بود و نه ضرورتاً آموزش شهرونداني  كه نقش مستقيم آنها بعنوان نيرويي توليدي در بازار باشد. اين دانشگاهها هزينه هاي هنگفتي از دولتهايي كه در آن كار مي كنند، مي گيرند با اين حال به سختي مي توان ميزان نقش مستقيم آنها را در بازار توليد تعيين كرد. موضوع فوق گاهي اوقات با نيازهاي مستقيم بازار، كه نياز به افراد آموزش ديده در زمينه تخصصي است، مغايرت دارد. اين تضاد بر بخش توليد در بازار فشار وارد مي كند تا در تخصيص منابع، اولويتها را تغيير دهد، و  آن را به سمت موسسات آموزشي يا دانشگاههايي هدايت كند كه به آن جمعيت پيش بيني شده آموزش ديده براي عملكرد موثر در بازار، دست يابد. همچنين اين تضاد، باعث مي شود كه زمينه هاي جديد دانش مورد نياز بازار و نيز برنامه هاي آموزشي پيشرفته براي برآوردن اين نيازها شناسايي شود.
     دليل ديگر بر اين واقعيت مبتني است كه دانشگاهها، بدليل رقابت ناسالم، بيش از پيش حالت تجاري به خود مي گيرند. تجـــاري شدن، آنها را قادر ساخته كه به بازارهــاي جديدي مثل      
Life Long Learning يا Corporate Training روي آورند. اين بازارهاي جديد و خوش آتيه، دانشگاهها را قادر مي سازد كه به آن جمعيت پيش بيني شده جديد و  بقاي خود دست يابند. راه تجاري شدن نيز با فن آوري هموار مي شود كه دربسياري از موارد بازار فوري را بوجود مي آورد.
       عامل ديگري كه در اين جريان نقش دارد، غولهاي ارتباطي جهاني از قبيل: شركتهاي تلويزيوني، غولهاي رايانه اي، شركتهاي كابل و تلفن مي باشد. در رقابتي كه امروزه در اين زمينه بشدت جريان دارد،  شركتهاي فوق تلاش مي كنند كه بخش در حال توسعه بازار را به چنگ آورند و عادات مصرفي انسان را كنترل كنند.يكي از شيوه هاي آينده دار، آموزش است. استفاده از خطوط ارتباطي كنترل شده توسط اين شركتها و تبديل آنها به يك محصول پر طرفدار براي نيازهاي اساسي موجب مي شود كه اين شركتها خيلي سريع سرمايه گذاري عظيمي در حوزه، توسعه ارتباطات رايانه اي انجام دهند. كمبودهاو فشارها ي اقتصادي نيز باعث خواهد شد كه سرمايه گذاري روي دانشگاهها طوري باشد كه استفاده هوشمند از زير ساختها براي آن جمعيت پيش بيني شده خود، شامل دانشجويان دائمي، را باعث شود.
     عامل چهارم در اين جريان، مديران دانشگاهها هستند، روساي دانشگاهها، اغلب مسئوليت جنبه هاي غير آموزشي دانشگاه را نيز بعهده دارند، و هدفشان حفظ تعادل و پايايي اقتصادي آن است، استفاده از فن آوري اطلاعات به سازماني كه اين مديران در راس آن قرار دارند، يك برتري رقابتي بر ديگر دانشگاهها بوجود مي آورد، و اين مديران نمي توانند به خود اجازه دهند كه از قافله عقب بيافتند. بعلاوه آنها مي توانند از مزاياي استفاده از رسانه هاي ارتباط رايانه اي شامل توانايي روبه افزايش آنها براي ارائه كارهاي تكميلي مدرسان و موفقيت آنها، توانايي آنها براي استفاده از دوره هاي پيشرفته دانشگاههاي ديگر و كاهش بهاي آموزش يا دوره هاي پيشرفته ، استفاده كنند.
     اين واقعيت در حال تغيير ممكن است يك عامل عجيب ولي معقول براي تغيير نگرش دانشگاهها به سوي فن آوري آموزشي بويژه بسمت فن آوري ارتباطات آنطور كه به آموزش مربوط است،  باشد. اين تغيير بصورت اختياري صورت نخواهد گرفت، بلكه ترجيحاً تحت اجبار و نياز شديد براي مقاومت در برابر وجود فشار اقتصادي انجام مي گيرد.
 
كتاب ديجيتالي و تاثير آن بر دانشگاه مجازي
     رسانه هاي چاپي در محيط دانشگاهي در قرن اخير عليرغم اختراعاتي مثل فيلم، تلوزيون و بازيهاي رايانه اي جايگاه خود را حفظ مي كنند، با اين حال امروزه با توسعه شاهراه اطلاعاتي و رايانه و دلايل اقتصادي وموارد مختلف ديگر، با وارد شدن به محيط جديد ارتباطي(و اينكه كاغذ بعنوان يك محصول ارزان كه در حال نابودي جنگل است)يك تهديد واقعي عليه استفاده مستمر چاپ كتابها ونشريات چاپي ايجاد شده است. حجم اطلاعات چاپي در محيط دانشگاه سالانه با سرعت حيرت انگيزي افزايش مي يابد. براي مثال، مجله
chemical abstract  براي رسيدن به يك ميليون مقاله، به سي سال (1937-1907 ) وقت نياز داشت و براي دست يافتن به دومين ميليون به 18 سال زمان نياز داشت و در دهه اخير، يك ميليون مقاله در هر 75/1 سال نوشته مي شود. در زمان مشابه تعداد مجلاتي كه هر سال منتشر مي شود، به ميزان 4 الي 8 درصد در سال افزايش مي يابد. در حيطه چاپ و هزينه ذخيره و بهاي خريد براي كتابخانه هاي دانشگاهي، مشكلات زيادي وجود دارد. در عمل بسياري از دانشگاهها بدلايل اقتصادي و عملي، تعداد نشريات چاپي را كه براي كتابخانه ها خريداري مي كنند، كاهش مي دهند، و تبديل به نسخه هاي ديجيتالي مي كنند. در نتيجه سود توليد نشريات چاپي كاهش مي يابد و صرفا چاپ در رسانه هاي ديجيتالي را شروع مي كنند. پديده مشابهي در حوزه متون مرجع علمي رخ مي دهد. عواملي چون بهاي توليد كتاب مرجع، پيشرفتهاي سريع در حوزه علوم و اشباع بازار با كتابهاي مرجع، باعث مي شوند كه بسياري از ناشران و نويسندگان به اين نتيجه برسند كه چاپ كتاب به شكل رسانه هاي ديجيتالي بهتر است.همچنين ناشران ظرفيتهاي موجود در اين رسانه ها را مي دانند و در تدارك دوره هاي ارتباطات پيشرفته رايانه اي برپايه همان كتابهاي مرجع هستند. نتيجه اين جريان، افزايش مداوم فشار اقتصادي بر دانشگاهها براي تبديل به محيطهاي ارتباط رايانه اي است.
 
مدلهاي گوناگون دانشگاههاي آينده
         واقعيت هاي اقتصادي به عنوان عوامل موثر در ساختار دانشگاهها چندين شكل از دانشگاههاي آينده را متصور مي سازند:
1-         دانشگاه مجازي: دانشگاه آينده در حالت اول به صورت يك واقعيت مجازي نمود پيدا مي كند. براي رسيدن به اين هدف لازم است كه پيشرفت هاي قابل توجهي در همه زمينه هاي كار با فن آوري هاي مربوط به رايانه شامل: تشخيص بيان، نمايش اطلاعات در يك صفحه، ريز نمودن و تغيير شكل آن به صورت فن آوري ماندگار، پهناي باند براي انتقال اطلاعات و سرعت انتقال اطلاعات، صورت پذيرد. اين ابزارهاي فن آورانه، فن آوري هاي جديد را به سادگي براي همگان قابل دسترس مي سازند و موانعي را كه باعث عدم استفاده وسيع از فن آوري در جهت آموزش شده است، از پيش رو برمي دارند.
2-         مدل مختلط: در اين حالت صورت فيزيكي دانشگاه باقي مي ماند. درس خواندن و تحصيل در اين دانشگاه هزينه زيادي دارد. تعداد اندكي از مردم در اين موسسات مشغول به تحصيل مي شوند و استفاده زيادي هم از فن آوري هاي اطلاعاتي بعمل مي آورند، اغلب دانشجويان در دانشگاههاي مجازي تحصيل مي نمايند كه ارزان و دولتي هم هستند.
3-          مدل
WGU(5)i يا دانشگاه دول غربي:WGU نمونه پيشرفته اي از يك دانشگاه مجازي مي باشد كه در سال 1995توسط دولتهاي هجده ايالت غربي در ايالات متحده تاسيس شدند. و در سال 1998شروع به فعاليت نمودند. اين دانشگاه مطالعه و آموزش مجازي از طريق اينترنت را ممكن مي سازد و همچنين با پذيرفتن مدارك قبلي دانشجويان در رشته ها و آموزشهاي حرفه اي براي رشته ها و آموخته هاي جديد، مدارك بالاتر را تقديم دانشجويان خود مي نمايد. اين دانشگاه همبستگي استراتژيك و بين المللي با سازمانهاي مشابه در انگلستان و چين پيدا كرده است و با موسسات يادگيري از راه دور مثل دانشگاه آزاد انگلستان به منظور گسترش و تنوع رشته هاي پيشنهادي همكاري نموده است. موسسات دانشگاهي در چندين ايالت آمريكا و تعدادي از قاره هاي مشهور جهان گسترش يافته اند. در حاليكه از طرح ظاهري و صورت فيزيكي دانشگاه خبري نيست. دانشگاهها با هدف چرخش به سمت برنامه هاي بزرگ مردمي و پيشنهاد آموزش حرفه اي براي كاركنان خود را وفق داده اند. دستيابي به منابع اطلاعاتي همچون كتابخانه هاي سنتي است كه در نزديكي محل اقامت دانشجويان قرار دارند. و در يك وسعت ممكن دستيابي به منابع پيوسته، فراهم شده است. مدل اقتصادي دانشگاه ايالات عبارتست از سرمايه گذاري اندك در زير ساخت هاي گرانقيمت و افزايش همكاري و خريد خدمات بيروني به منظور صرف هزينه كمتر در زير ساخت ها و جايگزيني  خدمات اطلاع رساني و آنچه كه حتي سبب استفاده بيشتر از منابع مي شود.
 
رويكرد نگرش  بالا به پايين در مقابل رويگرد پايين به بالا
      حركت به سمت عصر دانشگاه مجازي مطلبي است كه در عمل نيازمند مديران بالا دست و تحت تاثير مسائل اقتصادي است. اين روش به رويكرد بالا به پايين، اعتقاد دارد. و گاهي تعدادي از اساتيد و حتي دانشجويان را كه در اين فرايند شركت دارند، نديده مي گيرد. اساتيد ممكن است در اين فرايند شركت ننمايند چرا كه موقعيت خود را در دانشگاههاي مجازي در معرض تهديد مي بينند. اين خطرتا حدي است كه دانش تصاحب شده بوسيله آموزگاران مي تواند بصورت يك رشته ارتباطات رايانه اي انتقال يابد و حتي در چندين دانشگاه به اجرا در آيد كه در اين صورت به آموزگاران كمتري نياز پيدا مي شود. استفاده از محيط ارتباطاتي رايانه اي بايستي توانايي مديران دانشگاه را براي نگهداري و حفظ ارتباط نزديك با پيشرفت هاي تحصيلي و كاميابي اساتيد افزايش دهد، كه البته نگرانيهاي زيادي را با خود به همراه دارد. دانشجويان از طرفي بايستي نگران آينده آموزش در دانشگاه و تقاضاي آنها براي يادگيري بيشتر و مسئوليت پذيري در فرايند يادگيري باشند. آموزش به طريقه سنتي به درگيري، فعاليت و مسئوليت كمتري نياز دارد و دانشجويان را به عنوان شركت كنندگاني منفعل و غير فعال در فرايند يادگيري بار مي آورد، كه البته براي برخي افراد آسانتر و بهتر به نظر مي رسد.
     يك ديدگاه مقايسه اي در روش
BOTTOM_UP نشان مي دهد كه رقابت و مبارزه در اين فرايند تنها با همكاري با اساتيد و بها دادن به آنان به صورت مناسب، به موفقيت مي انجامد. بدون پاداش مناسب، يافتن اساتيدي كه در روند تغيير  آموزش سنتي به آموزش از طريق ارتباطات رايانه اي موثر باشند، غير ممكن به نظر مي رسد. اساتيد همچنين در مقابل كساني كه روش TOP_DoWN  را پذيرفته اند استدلال مي كنند كه زمان مورد نياز جهت يادگيري و تاثير متقابل در محيط هاي ارتباطاتي رايانه اي بيشتر از زمان لازم براي يادگيري سنتي است و با وجود مزاياي اقتصادي فراواني كه اين فن آوري ها دارندهنوز هم دور از دسترس هستند.

 
خلع وجود يك مجموعه عمومي از راهنماها براي ارائه آموزش از طريق فن آوري
قابل لمس است. بازار سرگرمي و تجارت الكترونيكي ممكن است سرانجام به ظهور
استانداردهاي فن آورانه براي آموزش و تطبيق آن با اين فرايند، منجر شود.


 اهميت فن آوري در دانشگاه آينده
     به منظور پيشرفت و درك واقعي از دانشگاه مجازي به تعدادي مسائل مربوط به فن آوري و مفاهيم اصولي نياز داريم كه در اين روند به عنوان ضروريات اوليه محسوب مي شوند. امروزه  مشكلات مربوط به فن آوري حتي از يك حمايت ساده در جهت اجراي عملي فن آوري آموزشي جلوگيري مي كنند.
موارد اصلي مورد تاكيد عبارتند از:
1-         راه حلهايي كه بكار مي رود خشك و وابسته به محيط كار نباشد. راه حلهاي انعطاف پذير براي موفقيت كاري معلمين و دانشجويان در اين فرايند ضروري است. بعلاوه مطلوبست كه مجموعه دارايي هاي موسسات مختلف را براي جوابگويي به تقاضا در زمينه مواد منحصر به فرد و شكل هاي مواد نادر، توانا نماييم. براي انجام اين كار بايستي درجهت همكاري با توليد كنندگان نرم افزار و سخت افزار و دلايل مشاركت آنها در اين فرايند و تشخيص استانداردهاي پيشرو و حمايت از آنها، مثل تشريك مساعي در تعيين استانداردها و تعريف نيازهاي استفاده كنندگان تلاش نمائيم. استانداردهاي تعيين شده بايستي تا حد امكان انعطاف پذير باشند و بسته به هر رسانه خاص يا محيط هاي كاري متنوع، قدرت سازگاري و انعطاف پذيري با موقعيت هاي ممكن را داشته باشند.
2-         اطمينان و سري بودن اطلاعات: از زمان مطرح شدن دانشگاه مجازي، دسترسي به اطلاعات سادگي و آزادي بيشتري نسبت به ذخيره اطلاعات و جلوگيري از استفاده از اطلاعات، پيدا نموده است. بسته هاي نرم افزاري مهم و زيادي براي ابزارهاي توسعه محافظت از ايمني اطلاعات و محرمانه نمودن آن وجود دارد كه همزمان با دستيابي آزاد تا حد ممكن و حتي تشويق به استفاده از اطلاعات، قادر به فعاليت مي باشند. موضوع مهم ديگر توانايي قدرت خريد توسط طرف سوم، از طريق مخفي و پروتكلهاي كاربرپسند مي باشد.
3-         كار بر پسندي و دستيابي آسان- يكي از مسائل مشكل استفاده از رايانه حمايت از نيازهاي استفاده كننده براي بكار بردن اين رسانه مي باشد. اين حمايت برخاسته از ناسازگاري برنامه ها و نرم افزارها با سرعت خارق العاده پيشرفت فن آوري و عدم مطلوبيت فن آوري است. بعلاوه تلاقي بيش انسان و رايانه ميزان پيشرفت اين تعادل را تعيين مي نمايد و يكي از اصول كاري در دانشگاه مجازي است.
4-         قابليت هاي ارتباط دو طرفه همزمان و غير همزمان- اين فن آوري كه چند استفاده كننده را به صورت دو طرفه همزمان و غير همزمان به هم مرتبط مي نمايد، هنوز به تحقيقات زياد و سازگاري با استانداردها نياز دارد. مسائلي از قبيل: پهناي باند، فشردگي اطلاعات، قدرت استفاده همزمان تعدادي از استفاده كنندگان و انتقال نماي ظاهري به عنوان بخشي از ارتباط دو طرفه، در اين زمينه مطرح مي باشند كه نياز به چاره انديشي دارند.

يادداشتها
1  . برگرفته از اينترنت با عنوان “
the university of future

2 . Asynchronous learning
3. Thomas Edison
4.time flexibility
5.Western Governors University

 

بر گرفته از سايت http://www.irandoc.ac.ir/data/E_J/vol3/university_future.htm

 

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در سه شنبه ششم دی 1384 و ساعت 9:3 |
نرم افزارهاي كتابداري ايراني

  نوسا، سيمرغ

  ماوا

  گنجينه

  شتاب كتابدار        

  پارس آذرخش
  سيستم كتابداري الشن

   كاوش

بر گرفته از سايتhttp://www.geocities.com/iranlibrary/psoftware.htm

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در سه شنبه ششم دی 1384 و ساعت 8:38 |

معرفي چند سايت خوب جهت استفاده اساتيد و دانشجويان رشته هاي پزشكي ، پرستاري ، مامايي و غيره:

www.pubmed.com

www.emedicine.com

http://www.pubmedcentral.nih.gov/

www.umi.com/pqdweb

www.daneshyar.net

www.nlm.nih.gov

www.irandoc.ac.ir

www.iranmedex.com

كه دراين ميان 6 سايت اول براي جستجوي خلاصه و اصل مقالات به زبان انگليسي مي باشد ولي دو تاي آخر براي جستجوي خلاصه واصل مقالات به زبان فارسي است.

                                                                          موفق باشيد

                                                                          عزيزي

 

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در شنبه سوم دی 1384 و ساعت 10:6 |

 

كتابخانه هاي ديجيتالي : توسعه ها و چالشها

 
نويسنده:
R.K Sharma  and  K.R Vishwanathan
 

ترجمه: مريم صابري
دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه شهيد چمران اهواز
 


 
چكيده: كتابخانه هاي ديجيتالي كه در اينجا از آنها صحبت مي شود و تغيير كتابخانه ها از فرم سنتي به فرم ديجيتالي اجتناب ناپذير مي باشند. توسعه سيستم ها  و بدست آمدن مهارتهاي مديريتي به دقت و توجه كافي نياز دارد. تا وقتي كه ما نتوانيم به فاصله تكنولوژيكي كه بين كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته وجود دارد غلبه كنيم؛ جهاني شدن مفهوم “ ديجيتالي” امكان پذير نمي باشد.
براي غلبه بر تهديد ويروسهاي كامپيوتري و استفاده غير قانوني از آثار و منابع، اقداماتي مورد نياز است. درباره نيل به رشد “خود جوش” در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي به قدر كافي تأمل نشده است. بنابراين لازم است براي نگهداري و حفاظت از كتابخانه هاي ديجيتالي راههاي جديدي را براي تامين بودجه جستجو كنيم – بخصوص اينكه سرمايه گذاريهاي اوليه در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي در سطح بالايي باشند.

كليد واژه ها:  كتابخانه ها، تكنولوژي اطلاع رساني – اينترنت، تبادل داده هاي الكترونيكي، كشورهاي در حال توسعه، بودجه


مقدمه :
“ساموئل جانسون”[1] مي گويد: “ يك فرد براي نوشتن يك كتاب بيش از نيمي از موجودي يك كتابخانه را جستجو خواهد كرد” ( به نقل از كوهن و كوهن. 1960، 206).[2] به عبارت ديگر او مشكلات يافتن مواد و منابع را براي تحقيق و نوشتن بيان ميكند، اما از وقت و پولي كه براي دستيابي به مواد كتابخانه اي در لندن صرف مي شود ، سخني نمي گويد. او يقيناً غبطه همتايان معاصر خود را مي خورد كه در هر كجا مي توانند به تسهيلات كتابخانه اي دسترسي پيدا كنند و اين مديون مفهوم كتابخانه ديجيتالي و كاربرد آن به عنوان آخرين ابزار تكنولوژي اطلاعات مي باشد.
تعريف:
منظور ما از واژه “كتابخانه” چيست و چه فرقي با “ كتابخانه ديجيتالي” دارد؟ به طور سنتي كتابخانه محلي است كه در آن كتابها، نسخه هاي خطي، صفحات موسيقي يا ساير متون  و مواد زيبا شناختي براي استفاده ـ و نه براي فروش ـ  نگهداري مي شوند. . در واقع كتابخانه مؤسسه اي است كه براي مجموعه سازي و امانت كتاب به وجود آمده است و  افراد امكان استفاده از تسهيلات آن را دارند. در حاليكه يك كتابخانه ديجيتالي بر پايه سيستم كامپيوتري مي باشد كه به گرد آوري، ذخيره سازي، سازماندهي، جستجو و توزيع مواد ديجيتالي براي دسترسي كاربر نهايي مي پردازد. كتابخانه ديجيتالي فقط مجموعه اي از مواد الكترونيكي نمي باشد بلكه شامل يك واسطه مرورگر و احتمالاً فضا و جامعه مجازي نيز مي باشد. كتابخانه ديجيتالي به فضاي كمي نياز دارد و داده ها با جستجوي آسان از طريق شبكه هاي ارتباطي در دسترس هر كسي در هر كجاي دنيا قرار مي گيرند. كتابخانه ديجيتالي يك وجود انتزاعي نيست و با منابع و مجموعه هاي زيادي در ارتباط مي باشد.
            “دابن كرافورد”[3] مي گويد: “ به موضو.ع خاصي در زمينه اطلاعات و چگونگي ديجيتالي كردن آن، دستكاري، دستيابي، اتصال، ذخيره، حفاظت و سهيم بودن در آن با بقيه جهان خوش آمديد. ما مي توانيم كل اين مجموعه را كتابخانه ديجيتالي بناميم.” (به نقل از كائول، 1978 ، 173)[4] 
          براي رشد كتابخانه هاي ديجيتالي بايستي كارهاي زير انجام شوند: ديجيتالي كردن تمام منابع موجود در كتابخانه، ارتباط با كاربران به صورت پيوسته[5] و غير پيوسته[6]، اتصال با شبكه و دسترسي به شبكه جهاني وب[7].
            در غرب مهمترين ابتكار در زمينه كتابخانه ديجيتالي، دسترسي به نشريات به صورت تمام متن بر روي وب مي باشد. بسياري از ناشرين از طريق مبادله داده هاي الكترونيكي[8] با كتابخانه ها سروكار دارند. كتابخانه هاي سنتي كه به عنوان گنجينه هاي دانش شناخته مي شوند، اكنون به شكل “ پايگاه اطلاعاتي ” در دسترس هستند. اينترنت و وب باعث شده اند كه دانش به شكل جهاني در آيد و ارتباط و اتصال با آن به صورت بين المللي برقرار باشد.
            كتابخانه هاي ديجيتالي گسترده خواهند شد و به صورت تمام متن از هر مكان و يا هر پايگاهي قابل دسترسي خواهند بود. داده هاي ديجيتالي كپي مي شوند، ليكن در تمام اين تغييرات و تركيبات ـ كه در مورد مواد چاپي با سرعت و سهولت انجام نمي گيرد ـ نتايج در خواستي مي توانند با حداكثر سرعت و حداقل هزينه به هر گوشه دنيا فرستاده شوند.
اهداف:
اين مقاله بعضي مشكلات را در حوزه كتابخانه هاي ديجيتالي شناسايي مي كند و پيشنهاداتي را به منظور غلبه بر اين مشكلات به منظور عملكرد موثرتر كتابخانه هاي ديجيتالي ارائه مي نمايد. اين اهداف عبارتند از:
      ×        شناسايي روشهاي عملي براي غلبه بر مشكلاتي كه در راه تبديل كتابخانه هاي سنتي به ديجيتالي به وجود مي آيند.
      ×        شناخت نقش كتابخانه هاي ديجيتالي براي ايجاد دانش جهاني قابل دسترس
      ×        بررسي امكانات مشاركت خصوصي براي تامين منابع مالي و انساني
      ×        جستجوي راههايي براي ايجاد رشد بدون وقفه كتابخانه هاي ديجيتالي
 
تغيير كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي:
            وقتي ما از لحاظ تاريخي در مورد رشد كتابخانه ها و بخصوص اتاقهاي مطالعه، بررسي و تحقيق مي كنيم در مي يابيم كه اين ضرورت بوده است كه آنها را پديد آورده است نه اجبار. آماري در مورد تعداد كتابخانه هاي سرتاسر دنيا وجود ندارد. اما جزئياتي از كتابخانه هاي كشورهاي پيشرفته و تعدادي از كتابخانه هاي كشورهاي در حال توسعه در دسترس است. همين حالت در مورد تعداد افرادي كه از
كتابخانه ها استفاده مي كنند و تعداد كتابها و پيايندهايي كه هر كتابخانه در طول يك دوره زماني خاص گردآوري كرده اند، تعداد كل كتابداران و كارمنداني كه در كتابخانه ها كار مي كنند، وجود دارد. به طور ذاتي كتابخانه هاي هند جزء سازمانهاي دولتي محسوب مي شوند. دولت مركزي فقط بر روي كتابخانه ها و مؤسساتي كه داراي اهميت ملي هستند، نظارت مي كند. براي قشر تحصيلكرده هند كه جمعيتي در حدود 500ميليون نفر را شامل مي شوند  ـ يك ونيم برابر جمعيت كل امريكا ـ‌ بيش از 71096 كتابخانه وجود دارد: 8267 كتابخانه دانشگاهي، 54845 كتابخانه عمومي، 1200 كتابخانه در زمينه علوم و تكنولوژي، 450 كتابخانه در زمينه علوم اجتماعي، 800 كتابخانه مربوط به شركتها و سازمانهاي دولتي، 500كتابخانه در زمينه علوم انساني و هنر، 7 كتابخانه ملي، 500 كتابخانه صنعتي و شركتهاي خصوصي (كاول، 1998 . 39،119 ص.)[9]. اما  اين تعداد به معناي عام كتابخانه محسوب نمي شوند. زيرا 90 در صد آنها صرفاً اتاق مطالعه محسوب
مي شوند. طبق يافته هاي “ چكيده آماري ايالات متحده امريكا (1999)” مجموع تعداد  كتابخانه ها در امريكا تا ابتداي سال 1997م. 37591 باب مي باشد.
ما نمي توانيم از نقش كتابداران و كارمندان پشتياني كتابخانه در ايجاد كتابخانه هاي ديجيتالي چشم پوشي كنيم. آيا اين كاركنان آموزش كافي مي بينند و آيا رهنمودهاي لازم را براي اجراي انتقال آرام از كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي در يافت مي كنند؟  بررسي ورسيدگي به دانشكده ها و
مؤ سسات تريبت كننده كتابداران آتي، امري حياتي محسوب مي شود. آيا آنها براي رفع نيازهاي اضافي كتابخانه هاي ديجيتالي سرفصلها و روشهاي آموزشي متداول را در اختيار دارند؟ جواب اين سؤالات مسلماً “نه” و “ تاكنون هرگز” مي باشد. با وجود  تمام اين مشكلات طرفداران كتابخانه هاي ديجيتالي دلسرد
نمي شوند . اما آنها بايستي با سرعت  و همكاري يكديگر به رفع اين مشكل بپردازند.
            با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كه بر روي اينترنت و اتصالات اينترانت هستند، ما هنوز نتوانسته ايم سيستم قابل اعتمادي براي جلوگيري از ضرر و زيان ويروس هاي كامپيوتري پيدا كنيم. بنابراين نگه داشتن كتابخانه هاي سنتي با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كاري عاقلانه مي باشد. بخاطر اينكه فعاليتهاي كتابخانه ها بدون وقفه و مداوم انجام شود و امكانات بيشتري براي سيستم كتابخانه به وجود آيد، لازم است از هر دو سيستم ( كتابخانه هاي سنتي ـ كتابخانه هاي ديجيتالي) استفاده كنيم. 
            چون اينترنت و اينترانت هسته تمام سيستم (كتابخانه هاي ديجيتالي) محسوب مي شون، تفاوتهاي تكنولوژيكي در بين كشورههاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه ادامه خواهد داشت. بهسازي و بهبود تكنولوژي اطلاعات امري حياتي است و بايد سهم زيادي به هر كشور داده شود. بهرحال بايد براي كم كردن فاصله موجود در بين كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي توسعه يافته  قدمهايي برداشته شود و كشورهاي در حال توسعه بايستي بدون هرگونه اتلاف وقتي به جديدترين پيشرفتها دسترسي پيدا كنند. اگر چنين فرايند مستمري مورد توجه قرار نگيرد تمام مجموعه نظام دچار آشفتگي خواهد شد.
            با ظهور كتابخانه هاي ديجيتالي، تخصص و حرفه كتابداري در حال تحول مي باشد. كتابداران و كارمندان كتابخانه ها بايستي خود را براي انتقال از دوران مديريت علمي به دوران مد يريت سيستم ها آماده كنند. اين كار ( تغيير از حوزه مديريت دانش به حوزه مديريت سيستم ها و ساختارها) تركيبي از فعاليتهاي وابسته به سيستم ها و زير سيستم هاي كامپيوتري است كه در آنجا كارهاي قراردادي جاي خود را به قالبهاي مديريتي سازماني نويني مي دهند.
            براي تغيير سيستم ها از شكل سنتي  به صورت كامپيوتري لازم است تدابيري اتخاذ شود. بعضي از نكاتي كه بايستي مورد توجه قرار گيرند عبارتنداز:
       ×           پيش بيني ترافيك در شبكه ها ـ مشخص كردن منشا و هدف ترافيك ـ انواع برنامه هايي كه از طريق شبكه قابل دسترسي هستند.
       ×          تنظيم روشهايي ( به منظور ادامه كار) چنانچه بخشي يا تمام شبكه از كار بيفتد.
 
علاوه براينكه بايستي مواد كتابخانه را به شكلي مناسب براي كامپيوتر سازماندهي كنيم، لازم است روشهاي مطمئني را براي تأمين خدمات مداوم اتخاذ نماييم. اين كار بودجه و امكانات مالي زيادي را مي طلبد كه دائماً نيز در حال  افزايش مي باشد. در مراحل اوليه كتابداران مجبور هستند كه بر موانع روانشناختي كه در مواجهه با كاربر و كاركنان پشتيباني داشتند؛ غلبه كنند. غلبه بر مشكلات ناشي از تغيير شكل تغيير شكل كتابخانه آسانتر از غلبه بر موانع روانشناختي است. ترس كاركنان فقط بخاطر جابجايي آنها نيست. بلكه آنها نگران حذف خود از خدمات كتابخانه (از دست دادن شغل شان) هستند. حل اين مشكلات از طريق آموزشهاي داخل كتابخانه اي امكان پذير است. دستور العملهاي مناسب و تعيين نقش هاي مشخص براي هر فرد نه تنها به ايجاد اعتماد به نفس در كتابداران كمك خواهد كرد بلكه  بر روي ايجاد نقش توسط كتابداران در كل فرايند توسعه و پيشرفت كتابخانه نيز تأثير مثبت خواهد گذاشت .
 
نگهداري از كتابخانه ديجيتالي مشكلتر است:
            “ آكرمن”[10]  و “فيلدينگ”[11](1995)عقيده داشتند كه كتابخانه هاي ديجيتالي حاوي مواد غير رسمي و پويايي هستند از جمله ساختارهاي نرم افزاري و بنابراين با مشكلات نگهداري بيشتري (نسبت به كتابخانه هاي سنتي) مواجهه هستند كه اين مشكلات حتي ممكن است كارايي دراز مدت آنها را مورد تهديد قرار دهد. در كتابخانه هاي سنتي - كتابخانه اي كه بر مبناي كاغذ استوار است - روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه وجود دارد اما تاكنون ما روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه ديجيتالي - كه شامل مواد غير رسمي و پويا مي باشد - نداشته ايم. مجموعه هاي سنتي با بهبود روشهاي سنتي نگهداري مي شوند. در حاليكه نگهداري مواد پويا و غير رسمي در
كتابخانه هاي ديجيتالي فقط از طريق راه حلهاي فني جديد امكان پذير مي باشد.
در يك كتابخانه سنتي كه بر پايه كاغذ استوار است كنترل قابل توجهي بر روي مجموعه صورت مي گيرد، زيرا در اينگونه كتابخانه ها روشهاي پيشرفته بسياري وجود دارد كه دسترسي به منابع كتابخانه را امكان پذير مي سازد مانند امانت، خدمات فني و قفسه بندي  منابع براي دسترسي به آنها در هر زماني. اين نوع كتابخانه ها هرگز نمي توانند محدويتهاي فعاليتهاي سنتي را كه در ارتباط با مسائل زود گذر و بي اهميت است بپذيرند و نياز به منابع اطلاعاتي بيشتري خواهند داشت.
             در كتابخانه هاي ديجيتالي لازم است مكانيسم ها و روشهاي جديدي را براي نگهداري مواد پيدا كنيم. كتابخانه هاي سنتي قلمرو محدودي دارند و مجموعه ها حد و مرز مشخصي دارند و كنترل مجموعه آسان است. در كتابخانه ديجيتالي قلمرو وسيع است و كاربر به مواد و منابع متنوعي دسترسي  داردبنابراين كنترل و نگهداري اين منابع در دراز مدت مشكل مي باشد. كتابخانه ديجيتالي نه تنها يك مجموعه فن آوري بلكه يك نهاد اجتماعي با نيازهاي درازمدت است و احتياج به نگهداري و حفاظت دارد.
 
دسترسي به دانش جهاني:
            هدف اصلي “تكنولوژي اطلاعات”[12]دسترسي به دانش جهاني است كه كتابخانه ها براي رسيدن به اين هدف نقش اصلي را ايفا مي كنند. هندبرنامه هاي جاه طلبانه اي را براي رسيدن به اين هدف در طي ده سال اجرا مي كند. هدف اينست كه در هر مدرسه، دانشگاه و بيمارستان عمومي اينترنت در دسترس باشد (گزارش برنامه پنج ساله نهم، 2002-1997، 144-100ص.)[13]. تكنولوژي اطلاعات درس اجباري درتمام رشته ها در سطح ليسانس مي باشد و تسهيلات شبكه اي براي تمام مراكز آموزش عالي اختصاص يافته است. در حال حاضر در حدود 87309 مدرسه اعم از ابتدايئ، راهنمائي و متوسطه در هند وجود دارد كه در حدود (8) ميليون دانش آموز در آنها ثبت نام
كرده اند. 226 دانشگاه، 6569دانشكده عمومي و 1354 دانشكده تخصصي در هند وجود دارد. دسترسي تمام اين مكانها به اينترنت امري دلهره آور و ترسناك  است. اين فقط مشكل هند نيست بلكه در ساير كشورهاي در حال توسعه نيز اين مشكل وجود دارد. براي كاربراني كه از كتابخانه ديجيتالي استفاده مي كنند ضروري است كه يك كامپيوتر شخصي كه به اينترنت متصل است داشته باشند. در سال 1995م. براي هر 1000نفر در هند 2/1كامپيوتر شخصي وجود داشت. طبق برنامه ريزي هاي آينده قرار است اين رقم به 2 برسد ودر چند سال آينده اين رقم به 20  كامپيوتر براي هر 1000نفر برسد. بسياري از اين كامپيوترها ممكن است به اينترنت وصل باشند. اين رقم در مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه خيلي پائين است.
در سال 1995م. به ازاي هر 1000نفر در سوئيس 348كامپيوتر شخصي، در امريكا 328 كامپيوتر شخصي، در استراليا 276، دانمارك 269، نيوزيلند 223، هلند 201 كامپيوتر شخصي وجود داشته است. در آسيا صرفنظر از رشد اقتصادي چشمگير اخير، وضعيت اميدوار كننده نمي باشد. ژاپن بالاترين تعداد كامپيوترهاي شخصي را ـ 153 كامپيوتر به ازاي هر 1000نفر ـ دارا مي باشد و بعد از آن جمهوري كره 3/108 ، مالزي 3/37 و تايلند 6/13 كامپيوتر شخصي به ازاي هر 1000نفر دارند. اين موقعيت و ارقام در مورد تعداد كاربران اينترنت نيز چندان اميدواركننده نمي باشد. فنلاند در بالاترين مرتبه 139كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر  بعد از آن ايسلند 112، نروژ 64، كانادا 2/41، هلند 8/38، امريكا38، استراليا 4/55، سوئيس 5/35 و بريتانيا 6/25كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت دارا مي باشند. در ميان كشورهاي آسيايي ژاپن 2/7كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر،‌ مالزي 2 و بقيه كشورها خيلي كمتر از يك كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت خود دارند(گزارش توسعه انساني ، 1998).[14]
            چنين واقعيتي نشان خوبي براي جهاني شدن كتابخانه هاي ديجيتالي نمي باشد. برطبق برنامه
Action plan to IT كه توسط دولت هند به تصويب رسيده است،   هند احتمالاً تا پايان سال 2008م. در حدود 5ميليون كاربر اينترنت خواهد داشت.
 
محدوييت هاي زباني:
            “لودوينگ ويتگن استين”[15]مي نويسد: “ محدوديت زبان من به معناي محدوديت دنياي من است.”[16]اگر اين حرف درست باشد پس تمام مواد نوشته شده به ساير زبانها براي ما غيرقابل استفاده و  دسترسي مي باشند. در حدود شش هزار زبان در دنيا وجود دارد و نزديك به 90% آنها در حال از بين رفتن مي باشند. برآورد مي شود كه بيش از نيمي از جمعيت جهان به يكي از پنج زبان زير صحبت مي كنند: چيني، انگليسي، هندي، روسي، اسپانيايي.
            در هند به تنهايي 18 زبان رسمي وجود دارد و به بيش از 1000لهجه و گويش در بيش از 608752 دهكده و روستا تكلم مي شود. آيا امكان فراهم كردن مواد و منابع از تمام اين زبانها در كتابخانه ديجيتالي وجود دارد؟ اين امر امكان پذير نيست مگر اينكه دانش جهاني و مواد و منابع كتابخانه هاي ديجيتالي به يكي از زبانهاي اصلي و  برگزيده در دنيا محدود شود. اين چالش، استراتژي را مي طلبد كه اطلاعات را به زبان خو اننده تأمين كنند. مؤسسات بين المللي بايستي در يك برنامه و با مشاركت نزديك دولتها در هر  كشور روي اين موضوع كار كنند. زبان مظهر يك فرهنگ است و نگهداري هويت امري مهم و حياتي مي باشد.
مشاركت خصوصي:     
در گذشته كتابخانه ها تحت فرمان شاهان بودند و توسط اشراف حمايت
مي شدند. با تغيير حكومتها به شكل حكومتهاي سياسي و دمكراتيك مسئوليت كتابخانه ها بر عهده دولت قرار گرفت. بخش خصوصي و بخصوص بخش تعاوني در اين كار ( مسئوليت كتابخانه ها ) هيچگونه نقشي نداشتند. كارها و فعاليتهايي كه در ارتباط با كتابخانه ها  انجام مي گرفت صرفاً در ارتباط با علايق شخصي بود و هيچگونه ارتباطي با كتابخانه ها نداشت.
            اكنون بخش خصوصي ـ بخصوص در كشورهاي توسعه يافته كه پايه واساس تجهيزات اينترنتي محسوب مي شوند ـ هم از لحاظ پشتيباني مالي و هم از لحاظ تأمين مواد نقش مهمي را ايفا مي كنند. بزرگترين تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر قادر خواهند بود كه چنين صنايعي را در كشورهاي در حال توسعه نيز به وجود آورند.
            كشورهاي در حال توسعه مي توانند براي جلب حمايت تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر، يكسري محركهايي را ارائه نمايند مانند كم كردن ماليات، كمكهاي دولتي در سرمايه گذاري و….. اين امر انگيزه كافي براي مشاركت بخش تعاوني كشورهاي توسعه يافته در توسعه و توليد كالاها ايجاد مي كند. اين به تنهايي موجب كاهش هزينه كالاهاي مورد نياز براي ايجاد كتابخانه ديجيتالي مي شود.
            هند از اين نظر اين مزيت را دارد كه به اندازه كافي تكنيسين هاي كامپيوتر و متخصصين نرم افزار در اختيار دارد. با اين وجود گرايش هايي به سمت ساير جنبه ها نيز به وجود آمده است مثلاً تأمين بدون وقفه نيروي برق يا توسعه سيستم هاي ارتباط از راه دور. نهمين برنامه دولت هند به اين دو جنبه حياتي اولويت مي دهد.
            حدود يكسال بعد از معرفي برنامه “ دانش براي همه”[17]توسط دولت هند، بيشتر مراكز تلفن عمومي در كلان شهرها مجهز به تسهيلات اينترنت شدند. هزينه به عنوان يك مانع در گسترش و بهره برداري ا ز تكنولوژي اينترنت محسوب مي شود. اما هنوز تكنولوژي اينترنت به مناطق روستايي نرسيده است. اين امر به دو دليل است: 1-  فقدان مواد و منابع به زبانهاي محلي  2- گران بودن تجهيزات اينترنتي. در اين رابطه بخش خصوصي دو نرم افزار در زمينه زبانهاي محلي منطقه هاي       
Kanada و ‍Telgue  توليد كرده است. در حال حاضر در هند در حدود 210 دستگاه تلويزيون براي هر 1000نفر وجود دارد و شبكه هاي كابلي نيز در دسترس همگان
مي باشند. امكان استفاده از تلويزيونها براي دسترسي به اينترنت در دست تحقيق و بررسي است. موفقيت دراين زمينه سبب مي شود كه هر وسيله خانگي به عنوان بخشي از سيستم يك كتابخانه ديجيتالي محسوب شود. همچنين اين امر سبب
مي شود كه بخش خصوصي بتواند آسانتر در تبليغ و به كار گيري خدمات كتابخانه ديجيتالي شركت كند. دولت منطقه
Tamil Nadu پيشنهاد كرده است كه 13 هزار جامعه عمومي اينترنت به منظور دسترسي آسان به تكنولوژي كامپيوتر و اينترنت در سرتاسر اني ايالت تأسيس شود.
    اين طرح با مشاركت و همكاري يك شركت تجاري هندي با شركت
World Tel   در انگليس تحقق خواهد يافت. در سال آينده در حدود 1500  مركز اينترنتي در هند تأسيس خواهد گرديد. همچنين تأسيس 12000 مركز اينترنت در طي سه سال آينده در دستور كار قرار دارد. اين مراكز علاوه بر آن كه به عنوان مراكز اطلاعاتي عمل مي كنند انتظار مي رود كه در راه اندازي آنها به طور مستقيم و غير مستقيم    فرصت هاي شغلي و استخدامي براي 150 هزار نفر به وجود آيد.
 
رشد خود جوش:
كتابخانه ها بخصوص در كشورهاي در حال توسعه در وهله اول به كمك هاي مالي دولتي متكي هستند. بحران مالي بر تمامي قسمت هاي كتابخانه تأثير مي گذارد. بيشترين مشكل به خاطر افزايش هزينه كتاب و مجله در كشورهاي  توسعه يافته و كاهش ارزش پول رايج در كشورهاي
در حال توسعه در بازار جهاني است. افزايش دوره اي هزينه هاي مربوط به حمل بار مشكل تخصيص بودجه اندك را تشديد مي كند.
بيشتر كتابخانه هاي عمومي و سازماني فاقد كارمند كافي هستند. واضح است كه تكيه صرف بر روي منابع مالي دولتي نمي تواند موجب رشد خود جوش گردد. در اين شرايط ما بايستي راههايي را جستجو كنيم كه موجب ايجاد درآمد و كاهش وابستگي به منابع مالي دولت باشد. در مورد جهاني شدن اين مسأله اهميت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين لازم است كه به اندازه كافي فكر كنيم و منابعي را براي تأمين هزينه نگهداري كتابخانه هاي ديجيتالي پيدا كنيم.
علاوه بر هزينه هايي كه از كاربران مي گيريم بايستي راههاي درآمد زاي ديگري را نير پيدا كنيم. در اين زمينه توجه كافي در پيدا كردن حوزه هاي درآمد زايي شامل تأسيس مركز بزرگ و مؤسسات وام دهنده و شركت در سهام نشده است. همچنين مشاركت در شركت هاي تجاري و مؤسسات مالي بين المللي بايستي مورد توجه قرار گيرد. براي شركت هاي تجاري بايستي ماليات وضع شود مشروط بر آنكه قسمتي از سود ناشي از اين ماليات صرف توسعه و پيشرفت
كتابخانه هاي ديجيتالي شود. مؤسسات مالي بين المللي و محلي اغلب وام هاي بدون بهره را براي تبليغ و تشويق كتابخانه هاي ديجيتالي ارائه مي كنند.
 
جلوگيري از استفاده غير مجاز:
رشد به تنهايي كافي نيست. كتابدار تمام فعاليت هاي سيستم كتابخانه را مانند يك ژنرال تأمين مي كند. دولت ها به منظور جلوگيري از سوء استفاده و دزدي اطلاعات بايستي قوانين و روشهاي مناسبي را وضع و اجرا كنند. به منظور راحتي كاربران ذي صلاح بايد سيستم هاي تصفيه كننده مورد استفاده قرار گيرند. توليد اطلاعات داراي مالكيت معنوي است (ترو،1997)[18]. حمايت از حقوق مالكيت معنوي و مطالب محرمانه دو حوزه اي هستند كه سازمان جهاني مالكيت معنوي به طور جدي با آن مواجهه مي باشد. در دسامبر سال 1996م. كنفرانس ديپلماتيك[19]دو عهدنامه منعقد كرد: عهدنامه
WIPO در زمينه حق مؤلف و عهدنامه WIPO در زمينه اجرا و ضبط صدا[20].
عهدنامه حق مؤلف اولين بار در صد سال قبل در شهر برن منعقد گرديد. اين عهدنامه در زمينه انتقال اطلاعات به صورت ديجيتالي و توزيع اطلاعات متون ادبي و آثار هنري و زيباشناختي بود ـ آثار تاريخي به طور سنتي محافظت و نگهداري مي شدند. دومين عهدنامه در زمينه اجرا و ضبط صدا بود كه تطابق و هماهنگي توليدات را به منظور اولين تلاش جهاني براي جلب حمايت از بهره برداري صفحات صوتي ـ ضبط صدا، شامل مي شد. به منظور حمايت از حقوق مالكيت معنوي، “ بروس لهمان” [21] مسئول اداره پروانه ثبت اختراعات و نشانه هاي تجاري در امريكا،‌ اينگونه اظهارنظر كرده است: ما اكنون تنها در آغاز توسعه تجارت الكترونيكي بين المللي و اينترنت هستيم. نيروي بالقوه عظيمي در زمينه رشد و ايجاد تكنولوژي هاي جديد مورد استفاده قرار نگرفته است كه به صراحت مي توان گفت دليل آن ناكافي بودن حمايت هاي جهاني از حقوق معنوي است. يكي از عمده ترين تنش هاي تجارت بين المللي در زمينه مالكيت معنوي مي باشد. دليل اين امر سرقت هاي گسترده اي است كه انجام مي شود. هر فرد حقيقي در جهان به نحوي در صنعت اطلاعات درگير مي باشد چه به صورت توليد كننده و چه به صورت مصرف كننده اطلاعات. بنابراين ما بايستي يك سيستم مشروع و قانوني جهاني داشته باشيم كه از منابع الكترونيكي و ديجيتالي حمايت كند و عملكرد مناسبي را بدون فشار بازار براي ما فراهم كند.
اين امر تنها در صورتي امكان پذير است كه قوانين مالكيت معنوي مورد حمايت قرار گيرند. اما محيط جديد شبكه ديجيتالي جهاني مشكلات خاصي را براي سيستم سنتي حق تأليف به وجود آورده است. يكي از اين مشكلات مرزهاي ملي است كه در دنياي ديجيتالي بي معني
مي باشد. براي يك كشور كه ادعا مي كند كه هرگونه كنترل ملي بر روي توليدات خود دارد و يا اينكه از حقوق مالكيت معنوي آثاري كه توسط اين كشور توليد شده است حمايت مي كند، تشخيص اينكه آيا اثري از يك نويسنده در اينترنت توزيع شده است، كار مشكل و اغلب غير ممكني مي باشد.
با ظهور آنچه انقلاب صنعتي سوم خوانده مي شود مهارت و دانش منبعي قابل نگهداري مي باشد كه در دراز مدت سودمندي رقابتي دارد. در اقتصاد جهاني يك سيستم جهاني حقوق مالكيت معنوي نيز مورد نياز است. از آنجا كه كتابخانه و صنعت اطلاع رساني تنها كانالهاي توزيع اطلاعات محسوب مي شوند.، براي مقابله با تخطي هر فردي كه به عنوان كاربر محسوب مي شوند مسئوليت مشتركي را دارند.
 
 
كم كردن شكاف تكنولوژيكي:
قبول سريع تكنولوژي سريع براي موفقيت امري حياتي محسوب مي شود. ارتباط تحول الكترونيكي با پيشرفت ارتباطات ما را مجبور مي كند كه به فراتر از امروز بنگريم و براي فردا آماده شويم. تغيير مواد چاپي به شكل ديجيتالي كار مشكلي خواهد بود. در اين هزاره جديد ما بايستي فاصله بين مدارك چاپي با ديجيتالي، مدارك كتابخانه ها با دانش پايه كتابخانه ها، متخصصين
IT  با متخصصين اطلاع رساني و جستجوگران با توليد كنندگان اطلات را كم كنيم.
قبول تكنولوژي يك چيز است و رشد آن چيز ديگري مي باشد. اين دو گانگي از خود موضوع است. به منظور تشويق و تبليغ ارتقاء مداوم كتابخانه هاي ديجيتالي، هر كشوري بايد كميته هماهنگ كننده اي را براي تأثير گذاشتن بر مؤسسات مختلف  ـ به خصوص افرادي كه در زمينه كامپيوتر و ارتباط از راه دور فعاليت مي كنند ـ تأسيس كند.
هند ـ بخصوص ـ به دليل اينكه تكنولوژي تمام اعصار و دوران ها را مورد استفاده قرار مي دهد، به يك تغيير شكل كامل در سياست اطلاع رساني خود به منظور هموار كردن مسير براي ايجاد كتابخانه هاي ديجيتالي، نياز دارد.
واقعيت هاي جهاني جديد در ارتباط با تكنولوژي ارتباطات، نظم سياسي و فرهنگ ها بايستي مورد توجه قرار گيرند.
شكي نيست كه تكنولوژي، تمام مردم جهان را در كنار هم قرار مي دهد. اما به طور اساسي بسياري عوامل فرهنگي مردم را تقسيم و جدا مي كند. تنش موجود در بين كشورهاي قوي و ضعيف از نظر تكنولوژي هم اكنون فشارهاي سياسي را در جهان به وجود آورده است، كه موجب به خطر افتادن نظم و صلح جهاني  در قرن 21 مي باشد.
 
يادداشتها:

[1]. Samuel Johnson
[2] . Cohen and Cohen, 1960, p.209
[3]. Dian Crawford
[4]. Kaul, 1998, P. 173 
[5]. On line 
[6]. Off line
[7]. WWW
[8]. EDI
[9]. Kaul, 1998, pp.39,119
[10] . Ackerman
[11] . Fielding
[12] . IT
[13] .
[14] . Human Development Report, 1998
[15] .  Ludwing Wittgen Stein
[16].  Hutchinson Encyclopedia, 1997, p.611
[17]  Action Plan for Knowledge for All
[18]  Throw, 1997
[19]  Diolomatic
[20]  Performances and Phonogrames
[21]  Bruse Lehman

 

بر گرفته از (كتابخانه هاي ديجيتالي : توسعه ها و چالشها)

نويسنده: R.K Sharma  and  K.R Vishwanathan
 

ترجمه: مريم صابري

 

+ نوشته شده توسط فرض الله عزیزی در شنبه سوم دی 1384 و ساعت 9:23 |