جستجوی اطلاعاتی در مورد علوم کتابداری و اطلاع رسانی
Library and Information Science
| |||||||||
جستجوی اطلاعاتی در مورد علوم کتابداری و اطلاع رسانی
Library and Information Science
| |||||||||
|
معرفي وب سايتهاي سواد اطلاعاتي جهاني |
|
به زبان انگليسي |
Table of Contents
|
| ||
برگرفته از سايت :
|
| ||
|
آموزش استانداردهاي سواد اطلاعاتي به دانشجو: شاخص ها و استانداردها تهيه شده توسط : انجمن كتابداران آموزشگاهي امريكا مترجم: فرض الله عزيزي كارشناس علوم كتابداري و اطلاع رساني مقدمه : استانداردهاي آموزشي سواد اطلاعاتي دانشجو يك چهارچوب مفهومي و رهنمودهاي وسيعي به منظور توصيف سواد اطلاعاتي به دانشجو فراهم مي نمايد.اين استاندارها شامل نه استاندارد و بيست و نه شاخص مي باشد. اين آموزش هسته اي بطور مستقيم ارتباط دارد با خدماتي كه فراهم شد توسط برنامه هاي رسانه اي كتابخانه آموزشگاهي كه داراي سه استاندارد وسيزده شاخص در دسته سواد اطلاعاتي است. دو دسته ديگر – سه استاندارد و هفت شاخص براي آموزش مستقل و سه استاندارد و نه شاخص براي مسئوليت اجتماعي باسواد اطلاعاتي ارتباط داشته اما توصيف بيشتر جنبه هاي عمومي آموزشي دانشجو براي برنامه هاي رسانه اي كتابخانه آموزشگاهي اهميت همكاري را الزامي مي نمايد. در مقبوليت دسته ها،استانداردها و توصيف شاخص ها با يكديگر محتوا و فرايندها ارتباط دارند با اطلاعاتي كه به دانشجويان بايد در سواد اطلاعاتي در نظر بگيرند. استانداردها و شاخص ها نوشته شده اند در يك سطح عمومي بنابراين كه متخصصين رسانه كتابخانه و ديگران در حالتهاي منحصر به فرد محدوده ها و سايتها ميتوانند سازگار نمايند بيانيه ها را براي احساس نيازهاي محلي، اين آموزش دهندگان اشخاصي هستند كه مي شناسند اقشار دانشجويي را روششان به كار بردن اين بيانيه هاي عمومي در لايت نيازهاي آموزشي ، فرهنگي ، توسعه همه دانشجوياني مي باشد كه به آنها اين خدمت را ارائه ميدهند. بوسيله ارائه رهنمودهاي توصيف سواد اطلاعاتي دانشجويي آموزش استانداردهاي آموزشي سواد اطلاعاتي چهارچوب مفهومي و حمايت مواد را براي كوشش هاي محلي فراهم مي كند. آموزش استانداردهاي سواد اطلاعاتي به دانشجو استانداردهاي سواد اطلاعاتي استاندارد 1: دانشجويي كه داراي سواد اطلاعاتي است به اطلاعات به صورت كار آمد و موثردسترسي پيدا مي نمايد. دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را به خوبي بازشناسي مي كند و به صورت مركزي برخورد مي نمايد با ديدگاهها و چالشهاي روزمره وحياتي اين دانشجو مي داند چه موقع اطلاعات را در آنسوي دانش شخصيش جستجو نمايد يا به چه نحو سوالات را طرح نمايد.كه وي را به اطلاعات مناسب رهنمون نمايد و كجا آن اطلاعات را جستجو نمايد. چنين دانشجويي مي داند چگونه جستجو نمايد تنوع منابع وقالبها را به منظوربهتر قرار دادن اطلاعات به منظور بحث درباره يك نياز خاص. شاخص ها: شاخص 1. تعيين نياز اطلاعاتي شاخص 2. تعيين دقيق و جامع اطلاعات كه پايه اي است براي تصميم گيري هوشمندانه شاخص 3. قالب بندي كردن سوالاتي كه نيازهاي اطلاعاتي را پي ريزي مي كند شاخص 4. مشخص نمودن يك شمار از منابع اطلاعاتي بالقوه شاخص 5. توسعه و كاربرد خط مشي هاي سودمند براي قرار گيري اطلاعات استاندارد 2: دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را به صورت انتقادي وكار آمد ارزيابي مي نمايد. دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد اطلاعات را بطور دقيق و هوشمندانه و با تامين كيفيت مقايسه مي كند اين دانشجو اصول سنتي وضروري را دقيق ، درست ، مرتبط ، كامل و بي طرفي در اطلاعات را ارزيابي مي نمايد.اين دانشجو اصول فوق را با بصيرت در منابع اطلاعاتي و قالبها و استفاده هاي منطقي و قضاوت آگاهانه به منظور پذيرش ، رد يا جايگزيني اطلاعات براي بحث در نياز ويژه بكار مي برد. شاخص ها: شاخص 1.تايين دقت ، درستي و جامعيت شاخص 2. تشخيص حقيقت ، نقطه نظر ، وديدگاهها شاخص 3 . تايين بي دقتي و كژراهي اطلاعات شاخص 4 . انتخاب اطلاعات مناسب براي حل مشكل يا سوال مطرح شده استاندارد 3:دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد از اطلاعات به طور دقيق و خلاق استفاده مي نمايد. دانشجويي كه سواد اطلاعاتي دارد مهارتهاي اطلاعاتي را به صورت كامل و موثر مديريت مي نمايد در يك تنوع مفهومي.اين دانشجو سازماندهي و تكميل مي نمايد اطلاعات را به صورت رشته اي از منابع و قالبها به منظور كاربرد آن در تصميم گيري ، حل مشكل ، فكر انتقادي و تجلي خلاق دانشجويي كه ارتباط دارد با اطلاعات و ايده ها در يك تنوع از اهداف ، هم به صورت علمي و هم خلاق ، در گروه مستمعين هم در آموزشگاه و هم آنسوي آموزشگاه ، ودرچاپ و غير چاپ و قالبهاي الكترونيكي.اين استاندارد طرح واجراي توليدات صحيح كه شامل فكر انتقادي وخلاق و انعكاس جانشين هاي جهاني.البته به دانشجويان پيشنهاد شده به سادگي بتوانند اطلاعات جستجو شده را در يك توليد سرسري بدست بياورند. اين شاخص ها تاكيدش روي فرايندهاي فكري است دانشجويان استفاده مي كنند از اطلاعات به منظور ترسيم نتايج و توسعه مفاهيم جديد. شاخص ها: شاخص 1. سازماندهي اطلاعات براي كاربردهاي عملي شاخص 2. اطلاعات جديد را دردانش شخصي منحصر به فرد تكميل مي نمايد. شاخص 3. (دانشجو) بكار مي برد اطلاعات را در تفكر انتقادي و مشكل را حل مي نمايد. شاخص 4. اطلاعات مرتبط و ايده ها در قالبهاي مناسب توليد مي شود. استانداردهاي آموزشي مستقل استاندارد 4 : دانشجويي كه آموزشگرمستقل است وداراي سواد اطلاعاتي است دنبال مي نمايد اطلاعاتي را كه با علايق شخصيش ارتباط دارد. دانشجويي كه آموزشگر مستقل مي باشد اصول سواد اطلاعاتي را به منظور دسترسي ، ارزيابي واستفاده از اطلاعاتي كه در باره انتشار و جانشين هاي علايق شخصيش مي باشد به كار مي برد.اين دانشجو بطور فعال و بطور مستقل اطلاعات را براي توسعه و فهم دوره(زندگي) ، جامعه ، بهداشت ، مجال ، و جانشين هاي ديگر جستجو نمايد. اين دانشجو دنبال مي كند دانش را بطور شخصي و مفهومي كه متكي است به اين اطلاعات وبا دانش بطور دقيق و بطور خلاق در عرض اين رشته ازقالبهاي اطلاعاتي ارتباط دارد. شاخص ها: شاخص 1.اطلاعاتي را كه ارتباط دارد با تنوع ابعاد رفاه شخصي از قبيل علايق دوره(زندگي) ، گرفتاري جامعه ، موضوعهاي بهداشتي ، حرفه هاي سرگرم كننده جستجو نمايد. شاخص 2. طراحي و توسعه و ارزيابي توليدات اطلاعاتي و راه حل هايي كه باعلايق شخصي ارتباط دارند. استاندارد 5: دانشجويي كه يك آموزشگر مستقل مي باشد وداراي سواد اطلاعاتي است قدر سواد واظهارات اطلاعاتي را بداند. دانشجويي كه آموزشگر مستقل است اصول سواد اطلاعاتي را به منظور دسترسي ، ارزيابي ، لذت ، ارزش و توليدات هنري خلاق بكار مي برد. اين دانشجو بطور فعال و بطور مستقل اصول استادي قراردادها و معيار سواد بصورت چاپي و غيرچاپي وقالبهاي الكترونيكي دنبال مي كند. اين دانشجو قادر است هم بفهمد و هم لذت ببرد از واژه هاي خلاق كه آماده شده در همه قالبها و به منظور خلق توليداتي كه در ميزانهاي ويژه قالب بندي شده اي تبديل به سرمايه مي شود. شاخص ها: شاخص 1. آيا خواننده داراي صلاحيت وداراي انگيزه مي باشد؟ شاخص 2. از اطلاعات آماده شده مفاهيمي فعال گونه در شماري از قالبها مشتق مي شود. شاخص 3. توسعه توليدات خلاق در شماري از قالبها استاندارد 6: دانشجويي كه آموزشگر مستقل است داراي سواد اطلاعاتي است براي برتري در جستجوي اطلاعات و توليد دانش سخت مي كوشد. دانشجويي كه آموزشگر مستقل است اصول سواد اطلاعاتي را براي ارزيابي و استفاده از فرايندها و توليدات اطلاعاتي شخصيش همانند آن چيزهايي كه توسط ديگران توسعه يافته است به كار مي گيرد. اين دانشجو به طور فعال و بطور مستقل منعكس مي كند وبطور فني از اشخاص در فرايند ها و اطلاعات توليد شده انتقاد مي كند. اين دانشجو تشخيص مي دهد كه اين كوشش موفق يا غير موفق است وتوسعه خط مشي ها براي تجديد نظر و اصلاح آنها در لايت تغيير اطلاعات انجام شده است شاخص ها: شاخص 1.تشخيص كيفيت فرايند و جستجوي اطلاعات توليد شده شخصي شاخص 2.ابداع خط مشي ها براي تجديد نظر ، اصلاح و روزآمدي توليد دانش براي خود استانداردهاي مسئوليت اجتماعي استاندارد 7.اين دانشجو كه بطور مثبت در جامعه آموزشي ودر جامعه اي كه داراي سواد اطلاعاتي است شركت مي كند و بايد اهميت اطلاعات را براي يك جامعه آزاد تشخيص دهد. دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد بارعايت مفاهيم اطلاعاتي و به طور اساسي براي پايه ريزي دمكراسي(آزادي) بايد به اطلاعات دسترسي پيدا نمايد.اين دانشجو اطلاعات بيروني را از يك نقطه نظر مختلف ، شرايط علمي و ديدگاه فرهنگي در يك كوشش به منظور رسيدن به درك رسمي و با دليل منتج شده كسب مي نمايد. اين دانشجو پي مي برد كه دسترسي منصفانه به اطلاعات از يك شاخه در اطلاعات در همه قالبها يك پايه درست در آزادي است. شاخص ها: شاخص 1. جستجوي اطلاعات از منابع گوناگون ، مفاهيم ، نظام ها و فرهنگ ها شاخص 2. رعايت اصول دسترسي منصفانه به اطلاعات استاندارد 8. دانشجويي كه بطور مثبت در جامعه آموزشي و در جامعه اي كه سواد اطلاعاتي داردشركت مي نمايد و به رفتار اخلاقي و در رعايت فناوري اطلاعات و اطلاعات پايبند است. دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد در رعايت اصول اطلاعاتي انعكاس استانداردهاي اخلاقي سطح بالا را براي دسترسي ، ارزيابي و استفاده از اطلاعات بكار مي برد و به آن عمل مي نمايد. اين دانشجو اهميت دسترسي منصفانه به اطلاعات را در يك جامعه آزاد و احترام به اصول آزادي هوشمندانه و صداقت در ميراث عقلاني تشخيص مي دهد. اين دانشجو اين اصول را در عرض شاخه اي از قالبهاي اطلاعاتي – چاپي ، غير چاپي و الكترونيكي به كار مي برد. شاخص ها: شاخص 1. رعايت اصول آزادي هوشمندانه شاخص 2 رعايت صداقت در ميراث عقلاني شاخص 3. استفاده از مسئوليت فناوري اطلاعات استاندارد 9. دانشجويي كه بطور مثبت درجامعه آموزشي ودر جامعه اي كه سواد اطلاعاتي دارد بطور موثر درگروهها شركت مي نمايد و به دنبال اطلاعات توليد شده مي باشد وبه آن پايبند است. دانشجويي كه مسئوليت اجتماعي دارد در رعايت كارهاي اطلاعاتي بطور موفقيت آميز هم به طور محلي و هم درتنوع فناوريهايي كه متصل مي نمايد جامعه آموزشي را براي دسترسي ، ارزيابي و استفاده از اطلاعات پايبند مي باشد. اين دانشجو جستجوگر است ودر ايده ها و اطلاعاتي كه در عرصه شاخه اي از منابع وديدگاهها ودانش وبينشها سهيم مي باشد و ياري دهنده تنوع فرهنگي و نظام ها ست. اين دانشجو با افراد گوناگون براي مشخص كردن مشكلات اطلاعاتي و براي جستجوي راه حل ها وبراي ارتباط با اين راه حل هاي دقيق وخلاق همكاري مي نمايد. شاخص ها: شاخص 1. سهيم شدن در دانش واطلاعات با ديگران شاخص 2. احترام به عقايد ديگران و زمينه ها و دانش شركايشان شاخص 3. همكاري باديگران هم با اشخاص هم با فناوران به منظور تشخيص مشكلات اطلاعاتي و به منظور جستجوي راه حل ها شاخص 4. همكاري با ديگران هم با شخص هم با فناوران به منظور طراحي ، توسعه و راه حل هاي اطلاعات توليد شده |
| |
سواد رایانه ای
|
از دایره المعارف ویکی پدیا مترجم : فرض الله عزیزی |
سواد رایانه ای علم و توانایی شخص برای استفاده از رایانه ها و فناوری موثر می باشد. سواد رایانه ای همچنین ترجیحا به سطحی اطلاق می گردد که به راحتی بعضی افراد ميتوانند از برنامه های رایانه ای و قابلیت های دیگری که با رایانه ها ارتباط دارند استفاده نمایند. عنصر ارزشمند دیگر سواد رایانه ای شناخت چگونگی کار و عمل با رایانه ها میباشد. چنانچه در سال 2005 داشتن مهارتهای پایه رایانه ای یک دارایی با ارزش در کشورهای توسعه یافته محسوب میشد.
تعریف دقیق "سواد رایانه ای" از گروهی به گروهی دیگر میتواند تغییر نماید. عموما سواد (در قلمرو کتابها) براینکه شخص میتواند هر کتاب دلخواهی با زبان دلخواه بخواند و جستجو نماید واژه های جدید آنچنانکه آن واژهها برای آن شخص نمایش داده شده است اشاره دارد. بعلاوه رایانه مورد تست قرار گرفته ممکن است توانایی خود آموزی و تفکر داشته باشد (از قبیل آموزش برنامههای جدید دلخواه یا وظایفی که با آن مواجه میباشند) و به منظور تمرکز سواد رایانهای، بهرحال در سخنرانی عمومی "سواد رایانهای" غالبا توانایی استفاده بیشتر از چندین قابلیت ویژه (معمولا میکروسافت ورد، میکروسافت اینترنت اکسپلورر و میکروسافت اوتلوک ) میباشد که برای تکمیل تعریف مناسب از وظایف ساده اشاره دارد (این جریان نظیر ادعای بچهای میماند که ادعا دارد که میتواند بخواند و چندین کتاب مخصوص کودکان را حفظ نماید).
مشکلات واقعی هنگامی رخ میدهد که شخص دارای سواد رایانهای برای اولین بار با برنامه جدیدی مواجه میشود و مراتب عالیتر سواد را طلب مینماید. با سواد شدن رایانهای و عهدهدار شدن رایانهای بطور عموم به همین معنی است.
مندرجات
1. زمینه
2.مشکلات اجتماعی
2-1. سواد رایانه ای در سطح جهان اول (پیشرفته)
2-2. آموزش رایانه ای
3. جنبه های سواد رایانه ای
4. آینده
زمینه
رایانهها بصورت مداوم و به بطور بارزی زیاد شدهاند و در حال رشد میباشند. همچنین رایانهها همیشه در حال تغییرند و کوچکتر شدهاند و دارای سرعت و قدرت بیشتری شدهاند. مقاومت در مقابل تغییرات اصولی دانش خوب رایانهای ممکن است سودمند باشد. سواد رایانهای عینا شبیه به هر مهارت مورد نیاز دیگری میباشد غالبا و براحتی تلاشی برای شروع دوره علمی یا تجربه در این مورد برای همه و تکامل آنها صورت گرفته است.
مشکلات اجتمایی
سطحی از سواد رایانهای که دارای مزایایی میباشد نیاز است که هم به جامعهای که شخص در آن زندگی میکند وابسته است و هم به مکانی که در آن سلسله مراتب اجتمایی نقش دارد وابسته است. کشورهای مختلف نیازهای مختلفی در ارتباط با سواد رایانهای دارند و این به دلیل استانداردهای اجتمایی و سطحی از فناوری سواد رایانهای است که مردم با آن مواجه میباشند.
سواد رایانهای در سطح جهان اول (پیشرفته)
سواد رایانهای بصورت قابل ملاحظهای بعنوان یک مهارت مهم برای جهان اول در آمده است که صاحب سواد رایانهای شدهاند. کارفرمایان میخواهند کارگرانشان مهارتهای پایهای رایانهای داشته باشند زیرا شرکتشان به رایانهها وابستگی پیدا کرده است. شرکتهای زیادی سعی مینمایند از رایانه ها برای کمک به راه اندازی سریع تر و ارزانتر شرکتشان استفاده نمایند. رایانهها عینا و عموما بعنوان قلم و برای تایپ مقاله خصوصا در جوانان محسوب می شوند . قابلیتهای زیادی دارند – مخصوصا در ارتباطات – رایانه ها ترجیحا می نگارند مقاله را و ماشینهای تایپ محسوب می شوند زیرا قابلیت دوچندانی در نگه داری اطلاعات دارند و به راحتی متن هارا ویراستاری می نمایند.
چنانچه رایانه های شخصی بصورت چشمگیری قدرتمندتر گشته اند و مفهوم سواد رایانه ای به سمت قابلیت هایی نظیر سواد چند رسانه ای حرکت نموده است .
آموزش رایانه ای
رایانه ها بصورت وسیعی قسمتی از آموزش شده اند . رایانه ها در آموزشگاهها کاربردهای زیادی دارند از قبیل تایپ یا جستجوی اطلاعات در اینترنت . همچنین مهارتهای رایانه ای بصورت موضوع فکری خاصی در شماری از آموزشگاهها در آمده است . یک عنصر نامعلوم در سواد رایانه ای یا برنامه های آموزشی رایانه اینست که آنها ممکن است به فرایند عادت حافظه ای تبدیل شوند. برای مثال دانشجویان ممکن است بیاندیشند که چگونه اصول عمومی زیادی را ازقبیل بازکردن یک برنامه ویا ذخیره یک برنامه یا خارج شدن ازبرنامه را به روشهای خاص استفاده و یک ورژن خاص از یک برنامه ویژه انجام دهند . چه هنگامی یک فارغ التحصیل در برخورد با برنامه ای از قبیل برنامه مشارکتی یا حتی یک ورژن مختلف از همان برنامه کها ممکن است آنها را دچار اشتباه نماید یا حتی از اختلاف در آنچه که یاد می گیرند بترساند . این دلیلی است که بدانیم چرا رایانه های بزرگ ونرم افزارهای قویی از قبیل رایانه های شرکت اپل و میکروسافت در بازار و آموزش به آن اهمیت می دهند. اغلب آموزش رایانه ای بصورت محدود در آموزشگاهها در پی ایجاد نظم و تاثیر درگشایش قفل رایانه ای برای فارغ التحصیلانی که از قفل سیستم های رایانه ای واهمه دارند فراهم شده است .
فارغ التحصیلان برنامه های آموزشی رایانه ای عادتا یاد گرفته اند و شنیده اند چیزهایی را از قبیل به من بگو کجا را کلیک نمایم و ممکن است نیاز داشته باشند یادداشتهای مقاله گونه را برای وظایف رایانه ایشان اعتماد نمایند مثل یادداشتی خواندنی بر روی مانیتور و زدن اینتر بعد ازروشن شدن تعدادی از یوزرها ممکن است احساس کنند مقداری ترس در رابطه با دست کاری و حتی بعد ازسالها یا دهه ها استفاده روزانه رایانه ای لازم است (این می تواند بطور ویژه عقیم بگذارد استفاده کنندگان رایانه ای تجربی که ابعاد فیزیکی رایانه ها را بشکل عظیمی که در مالکیتشان می باشد شناخته اند). فاکتور اولیه که می تواند از استفاده کنندگان بی سواد رایانه ای از خودآموزی جلوگیری نماید بطور ساده ای ترس یا فقدان جهش می باشد ، غالبا در هر موردی موفقیت فنی دوستان و ارتباطشان در میزان فشارهایی که در خود احساس می کنند آنرا یافته و خدمتی را تحت عنوان حمایت آزاد فنی به این قبیل استفاده کنندگان ارائه دهند .
جنبه های سواد رایانه ای
جنبه های سواد رایانه ای شامل:
- روشن کردن رایانه و جستجو
- ایجاد ، ویراستاری و چاپ اسناد
- توانایی در برقراری ارتباط با رایانه های مورد استفاده دیگر در پست الکترونیکی یا دسترسی به خدمات پیاپی
- مدیریت و ویراستاری تصویرها (از سلولهای تلفنی ، دوربین های دیجیتالی یا حتی خواندن)
- باز کردن برنامه ها و تامین اختلاف انواع برنامه
- سواد چند رسانه ای شامل:
1. ساختن فیلم
2. ساختن برنامه های صدا
3. تاثیر بر یکدیگر
4.ایجاد صفحات وب
- نظم عالی سواد رایانه ای شامل یک استفاده کننده که قادر است بپذیرد و یاد گیرند روشهای جدیدی را در مفاهیم گوناگون زمان استفاده از یک رایانه
آینده
حتی فرایند رشد نیرو در رایانه های جدید استفاده کننده را در یک مکان موثردر مهارتهای رایانه ای مورد نیاز عملی ترغیب می نماید غالبا نرم افزار جدید دکمه های کاربردی ، آیکن ها و مکانهای تصویری کاملی در سعی برای انجام و توانایی استفاده سطح بالایی در نظر گرفته است . اغلب مردم زمانی از رایانه ها استفاده می نمایند که موقع مناسبی برای این کار نیست .
یکی از اهداف عمده در مهندسی رایانه ترسیم یک زبان طبیعی موثر است که ممکن است با تایین موعظه ، تایین زبان ساختاری و تصورات خودکار همراه باشد . این باید حذف نماید نیاز به سواد رایانه ای را در هر روز کاری و زندگی در محدوده هایی از قبیل ماشینهای که موجود هستند . مثالی از زبان طبیعی موثر در آینده می تواند بصورت فراگیر در سریهای استار ترک یافت شود که کارکترها را به سادگی به رایانه می گوید که آنها می خواهند بصورت معمولی از زبان انگلیسی استفاده کنند .
گرفته شده از سایت :
http://en.wikipedia.org/wki/main_page
عنوان مقاله به انگلیسی :
Computer litracy
مترجم :
فرض الله عزیزی
سواد اطلاعاتي در سطح آموزش عالي : انقلابي درآموزش
نوشته شده توسط : ليزا آلن
مترجم : فرض الله عزيزي
مقدمه:
موضوع سواد اطلاعاتي بصورت گسترده اي جزو علايق من قرار گرفته است من در ارتباط با فرايند يادگيري – آموزشي هميشه سعي كرده ام كشف كنم كه دانشجويان چه مهارتهايي براي يادگيري نياز دارند وقتي كه براي اولين بار در باره سواد اطلاعاتي شنيدم من شيفته آن شدم دانستم كه سواد توانايي خواندن است وسعي كردم علاقه ام را به اينترنت و وب سايتهاي جهاني توسعه بخشم بطور مختصر و مفيد تعيين نمايم كه سواد اطلاعاتي چيست؟ شگفت زده شدم هنگامي كه در سواد اطلاعاتي تبحر پيدا نمودم. بعد از انجام تحقيقم جواب سوالم را كشف كردم بهرحال بعد از فارغ التحصيلي در رشته كتابداري روي سواد اطلاعاتي درسطح آموزش عالي كاركردم.
تعريف سواد اطلاعاتي
برطبق تعريف انجمن كتابداري امريكا، سواد اطلاعاتي قابليتي است كه توسط آن مي توان تشخيص داد چه هنگامي اطلاعات نياز است وداشتن اين قابليت براي ارزيابي و استفاده موثردرنيازهاي اطلاعاتي لازم است. سواد اطلاعاتي مهم است زيرا ميزان اطلاعات موجود در يك جامعه مناسب را مشخص مي نمايد. بحث وسيعي در ميان است كه شهرونداني كه خواستار اطلاعات هستند ودرميان اين همه اطلاعات بي پناه و بي حفاظ مانده اند.آنها چگونه مي توانند ياد گيرند كه نياز اطلاعاتيشانرا بصورت موثر يافته و استفاده نمايند.
سواد اطلاعاتي و آموزش عالي
سواد اطلاعاتي براي آموزش عالي اهميت دارد و به عنوان بخش مهمي از آموزش دوران زندگي محسوب مي شود . اصولا ماموريت اصلي موسسات آموزش عالي تربيت آموزشگران درطول زندگي براي ادامه يادگيري در وراي آموزش رسميشان مي باشد چنانچه افراد قادر به استدلال و تفكر انتقادي باشند و بفهمند چگونه آموزش ببينند قادر خواهند بود هوشمندانه در تمام دوران زندگيشان بطور مستمر درجهت تكامل پيش روند ودر جامعه بعنوان يك شهروند مطلع همكاري نمايند. سواد اطلاعاتي افراد را به ابزارهاي مناسب براي انجام كار مجهزمي نمايد. بدليل اهميت سواد اطلاعاتي در برنامه آموزشي آموزش عالي نظم سازماني و منطقه اي بعنوان نتيجه مشخصي براي دانشجويان در دانشكده درنظر گرفته شده است. اگرچه من بعدا بطور مفصل در اين مورد بحث مي نمايم ، تلفيق سواد اطلاعاتي دراثناي دوران تحصيلي نيازمند يك همكاري بين همه اعضاء جامعه آموزش عالي بويژه اعضاء هيئت علمي ، كتابداران و مديران مي باشد.
استانداردهاي مناسب سواد اطلاعاتي براي آموزش عالي
انجمن كتابخانه هاي تحقيقي ودانشكده اي پنج استاندارد مناسب را براي آموزش عالي طرح نموده است اين استانداردها پيوستي از استانداردهاي سواد اطلاعاتي انجمن كتابداران آموزشگاهي امريكا مي باشد بنابراين شايستگيهاي سواد اطلاعاتي در دوران تحصيل در نظر گرفته شده است.
اولين شايستگي اين است كه دانشجوي با سواد اطلاعاتي قادر است ذات و وسعت اطلاعات مورد نياز را تامين نمايد. اجراي شاخص ها تحت اين استاندارد شامل توانايي تعريف و ثمره سخن گفتن در باره يك نياز اطلاعاتي و تايين يك تنوع از انواع و قالبهاي منابع اطلاعاتي است.
دومين شايستگي توانايي دانشجو در دسترسي به اطلاعات موثر و مورد نياز و كار آمد مي باشد كه شامل انتخاب روشهاي مناسب تحقيق يا سيستم هاي بازيابي و ساختار خط مشي هاي جستجوي مناسب ، بازيابي ، استخراج ، ثبت و مديريت اطلاعات مي باشد.
سومين شايستگي توانايي دانشجو بمنظور ارزيابي اطلاعات و منابعش بصورت انتقادي و ثبت اطلاعات در سطح علميش مي باشد.
اين قابليت استفاده از معياري را براي ارزيابي اطلاعات ، ساختار مفاهيم تازه ، تركيب ايده هاي اصلي ، مقايسه اي نودرمقابل دانش پيشين و شناسايي فهم و تفسير اطلاعات و بحث و تبادل نظر باديگران را شامل شده است.
چهارمين شايستگي توانايي دانشجو براي استفاده ازاطلاعات موثر در انجام يك هدف خاص مي باشد. اين جريان شامل كاربرد جديد واطلاعات قبلي براي طرح و ايجاد يك توليد يا انجام وارتباطات موثر آن توليد يا انجام آن براي ديگران مي باشد.
آخرين شايستگي بوسيله انجمن كتابداران تحقيقي وآموزشگاهي طرح شده كه دانشجو بايد شم اقتصادي ، قانوني و اجتمايي داشته باشد و قادر به ارتباط در استفاده از اطلاعات و دسترسي به استفاده از اطلاعات بصورت اخلاقي و قانوني باشد. انجام و توانايي دردستورالعمل هاي بعدي ، خط مشي هاي سازماني و آداب معاشرت به هنگام دسترسي و استفاده از منابع و قدرداني در استفاده از اين منابع را شامل مي گردد.
عصر اطلاعات
عصر اطلاعات متعلق به ما مي باشد و پيچيدگيهاي تحصيلي اين عصركه دانشجويان به مهارتهاي جديد آموزشي از قبيل چطور وچه وقتي از اطلاعات ذخيره شده روي كامپيوترها براي حل مشكلات استفاده نمايند نياز دارند. فضاهاي آموزشي دانشگاه با فناوري حاصل شده از كامپيوتر و سواد كامپيوتري مورد تشويق قرار گرفته و با آن ارتباط دارد اما كافي نيست . اغلب افراد بيسواد اطلاعاتي هستند و اين نتيجه منفي فقر اقتصادي واجتمايي مي باشد. انجمن كتابداري آمريكا اظهار داشته كه دانش متاع با ارزشي است در اين كشور و افرادي كه سواد اطلاعاتي دارند جزو منابع ارزشمند تلقي مي گردند. آنها كساني هستند كه در تصميم گيري موثر آزادند و بطور كاملي در يك جامعه آزاد بهره مندند. بعلاوه در سطح جوامع بين المللي شايستگي دارند . مهارتهاي سواد اطلاعاتي قابل انتقال مي باشد ، بنابراين افراد ممكن است خط مشي را دنبال كنند كه به آن علاقه مندند. پيشرفت در جا معه و نائل شدن به كيفيت زندگي و استقلال اقتصادي نتيجه اطلاعات و آگاهي مي باشد. به روشني ، هر كسي اين مهارتهاي حياتي را براي بقا در عصر اطلاعات نياز دارد.
نقش و مسئوليت هاي سازماني
دانشگاه ها يا دانشكده ها هر كدام ديدگاه و چالشهايي براي آماده نمودن دانشجويان در برخورد با نيازهايشان در عصر اطلاعات دارند. موسسات به منظور مشخص كردن اين جريان كه فارغ التحصيلان چه بايد بدانند و قادر باشند انجام دهند نياز دارند.
گيرندگان كيفيت آموزشي بطور نسبتا كاملي در: تفكر انتقادي ، حل مشكل ، ديد جهاني ويك ديدگاه چند فرهنگي ، سواد علمي ، آمادگي براي كار و شهروندي خوب بودن سهيم مي باشند.
موسسات بايدحسابگرانه عمل نمايند چرا كه دانشجويانشان از سال اول تحصيلي تازمان فارغ التحصيلي چه مسيري را پيموده اند. فارغ التحصيل آموزش ديده قرن 21 فارغ التحصيلي است كه داراي سواد اطلاعاتي است شخصي كه قادر است ارزش و كاربرد اطلاعات مورد نياز را بيابد دانشگاهها و موسسات آموزش عالي بايد با فارغ التحصيلانشان ارتباط داشته باشند. مديران بايد در ايجاد و هماهنگي و فضاي آموزشي و ايجاد سواد اطلاعاتي براي دانشجوياني كه در تمامي سالهاي تحصيلي شان در گير مي نمايد كوشش نمايند. موسسات بايد به ماوراي توليد و اماده نمودن فارغ التحصيلاني كه به سادگي در جريان كار وارد مي شوند فكر كنند و روشي را براي فارغ التحصيلان آگاهي كه قادر باشند بطور آزاد زندگي شادي را دنبال كنند.قالب ريزي كنند و جامعه اطلاعاتي كه آنها قسمتي از آن مي باشند تكامل بخشند. چنانچه افراد از توانايي براي سهيم شدن در جامعه اي كه داراي اسلوب انعكاسي و آگاه وجامعه اي كه در حال ترقي است سود مي برند. هدف غايي از ازدياد دانش همه شهروندان ايجاد يك جامعه هومانيستي(انسانگرا) مي باشد.(هوكز و شاپيرو ،1996)
به منظور انجام اين قبيل اهداف غايي ، دانشگاهها به تفكر مجدد فرايند آموزشي – يادگيري و برنامه هاي پيچيده اي كه مهارتهاي سواد اطلاعاتي در آن سهيم است نياز دارند.
يكي از توصيه هاي گزارش شده توسط كميسيون بوير كه در آوريل سال 1998 انجام شد بر روي آموزش دانشجويان و منابع آموزشي گسترش يافته مدل استاندارد آموزشي در فضاهاي آموزشي تكيه داشت با منابع آموزشي گسترش يافته اجازه مي دهد تا يك محيط آموزشي براي دانشجويان فراهم شود. اين نوع از تحقيقات آموزشي دانشجويي با خدمات آموزشي ، تحقيقي آموزشي ، مشكل آموزشي گسترش يافته و آموزش استنادي گسترش يافته پيوستگي داشته است.
اين نوع از آموزش در انجام شايستگيهاي سواد اطلاعاتي ترويج شده نقش داشته است ونتايجي را در يك پيامد محسوس يا اتمام آن از قبيل راه حلي براي مشكل جامعه بدنبال دارد. آن همچنين خيلي عملي است در "جهان واقعي" كه منابع اطلاعاتي روي چه چيزي تاكيد دارد مزيت هاي زيادي براي اين نوع آموزش وجود دارد از قبيل: توسعه مهارتهاي پرسنلي در تيم كاري ، انجام موفقيت دانشگاهي عظيم به همراه اختلافاتي در نيازهاي آموزشي وتوسعه مهارتهاي تفكر انتقادي ارتباط دارد با آموزش منابع گسترش يافته تحت عنوان فلسفه بهداشتي وسعت رسانه اي و ارزيابي كيفيت اطلاعاتي علمي كه قسمتي از دوران تحصيلي محسوب مي شود.
نتيجه اينكه دانشجويان بصورت احتياط آميز مشتريان اطلاعات مي باشند.(برويك 1998)
دانشگاهها سواد اطلاعاتي را با تجربه آموزشي دانشجويان در يك تنوع از روشها هماهنگ نموده اند: كه شامل رشته هاي دانشگاهي ، آموزش عمومي يا رشته هاي شغلي ، يا رشته هاي خاص موضوعي كامل مي باشد.
مطالعه بايد هدف همه دانشجويان باشد(ويگين1992). براي مثال كتابخانه برانديس دو برنامه رسمي براي آموزش كتابداري طرح كرده كه شامل : برنامه آموزش كتابداري دانشگاهي براي دانشجويان سال اول و انتقال دانشجويان و يك برنامه ضروري كتابداري براي سطوح بالاتر و دانشجويان فارغ التحصيل .برنامه آموزش كتابداري دانشگاهي داراي نظمي داخلي است كه شامل هماهنگي دانشجويان با اعضاء هيئت علمي با هماهنگيهاي مختلف مي شود. بخش هاي آموزشي در حال تهيه كه متعلق به برنامه آموزش كتابداري دانشگاهي هستند كوششي را براي ارزيابي انتقادي از منابع مرجع و معرفي دانشجويان جديد براي فرايند تحقيق كرده كه كليدي براي موفقيت دانشجويان خواهد بود. برنامه متمركز كتابداري برنامه اي هماهنگ شده و برنامه اي دوخت و دوز شده براي نيازهاي اطلاعاتي دانشجويان در يك رشته خاص مي باشد. اعضاء هيئت علمي و كتابداران بصورت تنگاتنگي به منظور طراحي دستورالعملها و اظهار نظرها فعاليت مي نمايند.
همچنين هر برنامه ممكن است با ابزارهاي تفكر ،كوشش در دستور العمل و طبيعت اظهارنظرها تغيير نمايد . دانشجويان مهارتهاي عمومي و مشترك را ياد مي گيرند اگر چه آنها ياد مي گيرند بصورت منظم تحقيق نمايند . موفقيت اين برنامه بوسيله كميته هاي دانشجويي و اعضاء هيئت علمي تصويب شده و تاييد مي نمايد كه چقدر آنها از اين برنامه ياد گرفته اند. اعضاء هيئت علمي بعنوان شركايي در اين برنامه انتخاب مي شوند و كميته اي براي اين برنامه تشكيل مي دهند كه باعث جهش دانشجويان در مهارتهاي اطلاعاتي مي شود كه موفقيت در اين برنامه آبرومندانه است(اسكافنر،ابتين و ويمن1999 ).
خط مشي هماهنگ شده تحقيقي كتابداري در اين رشته ها در يك زمان خاص هنگامي كه نيازهاي اطلاعاتي دانشجويان قويا با يك بحث مختلط و آموزش فارغ التحصيلان در نظر گرفته شده است(گانت و ناش،1992).در سال 1997 دانشگاه تنسي نويل "اطلاعات دوران تحصيل" بعنوان مدلي در دوران تحصيل و يك حركتي آموزشي توسعه داد و در دهه 1970 مهارتهاي هماهنگ آموزش مكاتبه اي در رشته كاري دانشجويان را شروع كرد.برنامه متمركز اطلاعاتي نيازمند يك همكاري بين كتابداران واعضاء هيئت علمي با مهارتهاي اطلاعاتي هماهنگ در دوران تحصيل بود.(گوتچ و كافمن،1997).
طراحان اين برنامه كوشش كرده اند تا يادگيرند از اين اشتباه در برنامه هاي آغازين و در موسسات آموزش عالي درس گيرند كه شامل ايزوله كردن سواد اطلاعاتي و فقدان حمايت اعضاء هيئت علمي جزو اين اشتباهات بوده است.
گوتچ و كافمن اعتقاد دارند كه علاقه نوشتاري و شايستگي در اطلاعات مجموعه اي از بهترين مهارتهاي يادگيري است كه بعنوان بخشي از شناسايي رشته هاي موضوعي مي باشد كه بصورت قوي و محكم تفهيم گشته است. همچنين فقدان قطعي اطلاعات در مورد تاثيرات نوشتاري رشته هاي هماهنگ دوران تحصيل وجود دارد. استدلال واعتقاد مركز نوشتاري رشته هاي هماهنگ اينست كه آموزش مناسب نگرشي است براي رفع پيچيدگي نظريه برنامه متمركز آموزش كه باعث پيشرفت شده است . مهارتهاي نوشتاري مهارتهاي فكري هستند و مهارتهاي فكري عاليتر باعث توسعه فرايند نوشتاري شده كه تضميني براي يك نقش فعال در هماهنگي در مهارتهايي است نظير رشته هاي منظم را يا رشته هاي منظمي كه در آنها مهارت ها نقش هماهنگي را ايفا مي نمايند (گوتچ و كافمن 1997).
همان نظريه از هنگامي كه تحقيق براي نيازهاي اطلاعاتي يك فرايند فكري ساده بوده است در آموزش مهارتهاي سواد اطلاعاتي كاربرد داشته است . استيو مك كينزي كتابدار بعدا توجه كرد كه كتابخانه ها بر روي روشهاي تحقيقي مورد نياز دانشجويان در كل دوره دانشگاهي دانشجو فكر كرده اند.(گوتچ و كافمن 1997).
رشته هاي منسوخ شده در شروع كار ممكن نيست براي مهارتهاي موثر مناسب باشند.بهر حال رشته هايي كه منسوخ شده اند و در دانشگاه به دانشجويان آموزش داده مي شوند براي آموزش مهارتهاي سواد اطلاعاتي موثر و مناسب نيستند.
نقش و وظايف كتابداران و كتابخانه هاي دانشگاهي
كتابخانه ها و كتابداران ديدگاه مناسبي در بهبودي آموزش دانشجويان بوسيله شركت در برنامه هاي مداوم سواد اطلاعاتي پيدا كرده اند.(اسكافنر،ابتين و وايمن ،1999).به منظور انجام اين فرايند كتابداران نيازمند پذيرش مفاهيم وسيعي از ايفاي نقش كتابخانه هاي دانشگاهي در تمركز ، سازماندهي و حفظ و نگهداري منابع مي باشند(بويس ، گاسكين و استافل 1984). به عبارت ديگر كتابخانه دانشگاهي يك كتابخانه آموزشي است كه بصورت موثري در تمامي جنبه هاي آموزش عالي يعني يادگيري ، تحقيق و خدمات اجتمايي شركت مي كنند. يك كتابخانه آموزشي بوسيله كميته هايش براي آموزش به دانشجويان ، اعضاء هيئت علمي و كاركنان توصيف و مشخص شده است – تا اوضاع مناسبي را براي تشويق آموزش بلند مدت زندگي ايجاد نمايد – تا حافظ مجموعه اي باشد كه در انجام تحقيق انگيزه ايجاد نمايد – تا كتابخانه اي بسازد كه مركز فرهنگي وفضاي بازي براي جامعه باشد – و تا ضامني براي تحقيق و بهبودي خدمات كتابخانه باشد. هدف اصلي كتابخانه آموزشي آموزش كتابشناسي بوده است.(بويس ، كاسكين و استافل 1984) . اما حالا در برنامه سواد اطلاعاتي و كليت آن گشايش ايجاد شده است . دانشجويان و اعضاء هيئت علمي چگونگي آموزش اطلاعات را بصورت موثرتري دنبال مي نمايند. بنابراين هدف در آموزش دانشجويان و اعضاء هيئت علمي چگونگي يافتن ، ارزيابي واستفاده از اطلاعات بصورت موثرتري مد نظر قرار گرفته است.(بويس ، گاسكين و استافال ،1984).
كتابداران نياز دارند بصورت هماهنگتري در فرايند آموزش و به منظور ايجاد تغيير و محترم شمردن آموزش سواد اطلاعاتي شركت نمايند . كتابداران بايد در جلسه هاي آموزشي دانشجويان شركت كنند و نقش تبليغيشان ، استعداد و مهارتهايشان را در فرايند آموزش كتابخانه اي ايفا نمايند و در بهبودي و تجربه دانشجويان كوشا باشند كه تا آنها بتوانند در بهسازي برنامه آموزشي علاقه مند شوند و در برقراري ارتباط با برنامه هاي سواد اطلاعاتي در فضايي باز داراي نظم باشند.(اسكافنر ، استبين و ويمن 1999).
بهرحال مهمترين نقش كتابداران دانشگاهي اينست كه بتوانند قبول كنند در آموزش اعضاء هيئت علمي سهيم باشند. بدون ايجاد درگيري با اعضاء هيئت علمي و بي طرف شدن در برنامه هاي سواد اطلاعاتي كسب موفقيت ممكن نمي گردد بعلاوه هماهنگي در محدوده هاي موضوعي اتفاق نمي افتد. هم كتابداران و هم اعضاء هيئت علمي ابزاري براي سهيم شدن در سواد اطلاعاتي در اختيار دارند.- كتابداران داراي شناخت منابع و خط مشي هايي هستند كه توسط آن به اطلاعات دسترسي پيدا مي كنند و اعضاء هيئت علمي هم دانش عميقي از محدوده هاي موضوعي را دارند و داراي موقعيت و مقامي هستند كه توسط آن به دانشجويانشان كمك مي كنند تا به ارزيابي و كاربرد اطلاعات بپردازند و به آن احترام بگزارند(ويگينز1992).كتابداران عصر اطلاعات در قلمروي آموزش نقش رهبري گونه دارند ونياز دارند تا در نقشي كه بعهده دارند راحتتر باشند.
نقش و وظايف آموزشي اعضاء هيئت علمي
بعلاوه سهيم شدن اعضاء هيئت علمي و كتابداران در بعد آموزش و نقش كتابداران در كلاسهاي درس ونياز اعضاء هيئت علمي به تغيير روشي كه آنها در كلاس درس آموزش مي دهند باعث شده تا اعضاء هيئت علمي به كتابداران خوش آمد گويند. در متدولوژي آموزش و يادگيري جاري به سخنراني و مقالاتي نياز است تا فنون جديدي كه در عصر اطلاعات براي همه دانشجوياني كه نياز به يادگيري براي بقاء و پيشرفت دارند افزايش دهد.
نگرشهايي در فرايند آموزشي ايجاد شده كه جهان معاصربراي تغيير به آن نيازمند دارد. اعضاء هيئت علمي و دانشجويان نياز به ديدگاهي براي آموزش و يادگيري دارند و در ارتباط با آن مسئول و سهيمند. دانشجويان در قبال يادگيري مسئوليت بيشتري دارند و بوسيله اعضاء هيئت علمي راهنمايي مي شوند.(استانفورد ،1992).
كتابداران در اينجا بعنوان نيروي كمكي به استادان كمك مي نمايند . در اين مسئوليت چنانچه در بالا به آن اشاره شد (كتابداران) سهيمند. اعضاء هيئت علمي بعنوان تسهيل كنندگان آموزشي به همراه كتابداران به دانشجويانشان كمك مي كنند كه چگونه اطلاعات را ياد گيرند ارزيابي نمايند و چارچوب علمي را در آن رشته توسعه دهند.
اعضاء هيئت علمي مي توانند بعنوان مربي و رايزني خردمند و امين براي دانشجويانشان باشند چنانچه آنها براي تكامل آموزشگران در طول زندگي نسبت به انتقال اطلاعات يك محدوده علمي كار مي كنند.
بر طبق يك ضرب المثل قديمي " بعد از اينكه واقعيتها به دست فراموشي سپرده شد از آموزش چه باقي مي ماند(برويك ، 1998)" مهارتهاي فكري سطح عالي ابقاء مي شوند و كاربرد خوبي مي گزارند بعد از سخنراني ويژه و مفصل يا اصطلاحي كه فراموش شده است . نيازهاي آموزش عالي روي توسعه اين مهارتها تاكيد دارد نسبت به حقايقي كه ايزوله شده اند. متاسفانه روي رشته هاي تحصيلي زيادي فكر شده كه دو تا از اين رشته ها تفكر سطح عالي يا مهارتهاي سواد اطلاعاتي ممكن است در آن سهيم نباشند مگر با سخنراني و مقالات علمي همراه باشد . سخنراني داراي محدوديتهايي است كه در فرايند اطلاعات ، دانشجويان را منفعل مي نمايد در اين روش ممكن است مطالب بسرعت و به آساني فراموش شود . يك مانع بر سر راه مقالات اينست كه ممكن است بوسيله دانشجوياني كه فقط به آساني به اطلاعات دسترسي دارند توليد شود و استفاده از تعداد محدودي از منابعي كه بوسيله استاد گفته مي شود و بدليل ساده بودن و بصورت مناسب از آن آگاهي نداشته باشند.
راهنمايي مناسب بوسيله اعضاء هيئت علمي دانشجوياني را كه غالبا مي دانند چطور تحقيق كنند يا بنويسند باعث تغيير مي شود موثر است. بنابراين دانشجويان روي محدوده هاي وسيعي از ديدگاههايي كه در تنوع منابع فكري ومنابع قابل اعتماد و روز آمدي را كه فهم موضوعيشان را تكامل مي بخشد فكر كرده اند.(برويك ، 1998 : ويگينز ،1992).
يك مقاله مصطلح همچنين بايد بطور متناوب باعث پيشرفت در كار گردد.(برويك ،1998).
كه در تيم آموزشي هم اعضاء هيئت علمي و هم كتابداران مي توانند پيشرفت كاري را ارزيابي نمايند. خلاصه اينكه ضرورت دارد كه اعضاء هيئت علمي واقعيت ها را بوسيله هماهنگي در اين قبيل موضوعات در جريان آموزش ياد دهند. واينكه چگونه از فراواني اطلاعات در يك موضوع خاص خودداري كنند و چگونگي استفاده از اين اطلاعات را براي انجام واقعيات آموزشي در نظر گيرند.
يو وايرد U wired
يكي از موفق ترين برنامه هاي سواد اطلاعاتي تكميلي در دانشگاه واشينگتن در ايالت سياتل اجرا شد يو وايرد نام دارد كه نمونه اي از كليدي براي يك برنامه سواد اطلاعاتي موفق و خاص مي باشد . يو وايرد چهار ويژگي دارد كه به موفقيت هايش كمك مي كند و شامل:
1. يك فلسفه كلي ، نگرش وسيعي از فضاي آموزشي براي هماهنگي فناوري در فرايند آموزشي-يادگيري
2. همكاري متقابل كتابداران و اعضاء هيئت علمي بصورت وسيع در دانشگاه ، تخمين زدن تعداد دانشجويان توسط كاركنان و مديران
3. سهولت در طراحي بصورت ويژه
4. و آموزش اعضاء هيئت علمي و توسعه پيشقدمي
به نسبت چون رشته هاي منسوخ شده مورد هدف بوده اند تنها تعدادي از دانشجويان در برنامه يو وايرد بصورت گسترده شركت كرده اند. هدف رئيس برنامه اينست كه يك جامعه الكترونيكي در ارتباطات ، تشريك مساعي و فناوري اطلاعات ايجاد نمايد كه براي آموزش و يادگيري مناسب باشد. بالاخره هدف اينست كه سواد اطلاعاتي نشانه اي از يك مرتبه از برنامه يو وايرد باشد.(ويليام و زالد ، 1997). برنامه يو وايرد از استعدادهاي همه كاركنان يووايرد براي مشاركت دپارتمانها در فضاي آموزشي پشتيباني مي نمايد.براي مثال برنامه كميته گروهي انگيزشي تحصيلي يووايرد كتابداران و حرفه اشان را مشخص و كاركنان آموزشي و حتي دانشجويان را نسبت به وظايفشان آگاه نمود و مدلهاي عملي را براي سه تا از محدوده هاي ناب توسعه داد كه بوسيله اين كميته مشخص شده بود. دانشجويان ممكن است بعدا هم در تصميم گيري ها شركت داده شوند. اين برنامه هدايت شده كميته انگيزشي ثابت كرد كه استفاده هاي مناسب از فناوري مي تواند انجام واقعيات آموزشي و كتابداران را در پيوستگي با پرسنل دانشگاههاي ديگر هدايت و بطور فعال نقش ايفا كند(ويليام و زالد 1997).
توسعه يك آموزش خاص ويادگيري آسان در كتابخانه همكاري با آن و بعدا كوششهايي براي توسعه برنامه يو وايرد انجام شد. كتابداران بطور موثري در طراحي و سهولت در يادگيري شركت مي نمايند.
يك سوم از مجريان به كلاسهاي بالاتري نياز دارند. كاركنان كتابخانه به منظور كمك به تحقيقات و همكاري با دانشجويان وبه منظور حمايت هاي فني رفيق شده اند اين نگرش دو مزيت داشته است: تخصص هاي فناورانه و ماهيت كتابداران كه دستورالعملهايي را براي نقاط مورد استفاده آماده مي نمايند در پايان و شايد بصورت مهم آموزش اعضاء هيئت علمي و تكامل آنها پيشنهاد شده است .بنابراين آنها ممكن است درسهاي ارزشمندي را بياموزند از قبيل اينكه چطور از وب براي عملي كردن و زياد كردن سخنرانيها در فناوري استفاده نمايند و چطور دانشجويان را براي استفاده از منابع ضروري آموزش مي دهند. مركز آموزشي – يادگيري فناوري ايجاد نموده فرايند مشاوره ، آموزش و حمايت را براي اعضاء هيئت علمي كه مي خواهند فناوريهاي آموزشي را در رشته هاي مورد نظر كامل نمايند.
يك تيم از مشاورين شامل يك كتابدار كه براي كمك به پروژه هاي فناوري در رشته هاي مرتبط و همچنين يك كارگاه آموزشي پيشنهاد شده است.همچنين برنامه يووايرد يك سري سخنرانيها دارد كه شامل فنون آموزشي خاص مي شود. كتابداران نقش موثري در همكاري با اعضاء هيئت علمي ايفا مي كنند و طرز تلقي اعضاء هيئت علمي نسبت به كتابداران اينست كه آنها عينا يك مجموعه مرتبط با منابع آنها را در اختيار ندارند و خدمات آموزشي مرتبط با منابع مورد نظ آنها را ارائه مي دهند.
هم اعضاء هيئت علمي و هم كتابداران از نقش اصليشان كه همانا انتقال و آموزش در همكاري اطلاعات و سواد فناورانه است دور شده اند(ويليامز و زالاد ، 1997).
چالشها
پيوستگي سواد اطلاعاتي در دوره تحصيلي دانشجويان وظيفه اي ساده نيست ، بطور طبيعي چالشهايي از قبيل يك تعهد وجود دارد. بطور برجسته اين چالشها ما حصل شكلي از مقاومت و پايداري اعضاء هيئت علمي را ارائه مي دهد. بهرحال پايداري و مقاومت اعضاء هيئت علمي به چند دليل قابل تامل است كه شامل ترس از دست دادن كنترل زياد اهميت موضوعي و فقدان زمان براي همكاري در موقعيت هاي سواد اطلاعاتي در كلاسهاي ايراد سخنراني مي باشد.(برويك ،1998). بهرحال ناگزيريم در حد امكان اختلاف در ديدگاههاي كتابداران و اعضاء هيئت علمي كه مختلف مي باشد را بپذيريم.(فولرتن و لكي ، 1999).
اعضاء هيئت علمي داراي نظم خاصي هستند و مفاهيم نابي كه دانشجويان احساس نياز كرده اند را براي يادگيري و دريافت مدركشان مورد بحث قرار داده اند . به منظور مشاهده صحت و سقم اين نظم ، اعضاء هيئت علمي بصورت ممكن در مقابل همكاري هر موادي كه آنها بصورت غير ضروري در نظر گرفته اند از قبيل مهارتهاي سواد اطلاعاتي را مورد ملاحظه قرار مي دهند . اعضاء هيئت علمي داراي تخصصي در محدوده كاريشان هستند و آنها بايد تصميم گيرند بصورت كافي كلاس را پوشش دهند . (روي كلاس تسلط داشته باشند). آنها همچنين ممكن است مايه دلسردي كسان ديگري مانند كتابداران گردند.
آزادي در دانشگاه ممكن است با سخنراني جالبي كه بصورت پيشگيرانه اعضاء هيئت علمي را از مواجهه رو در رو با كتابداران همرا ه است. اعضاء هيئت علمي احساس مي كنند كه كلاس درسشان قلمروشان مي باشد وممكن است از دخالت كسان ديگري در كارشان رنجيده خاطر شوند.
اعضاء هيئت علمي ممكن است احساس كنند كه دانشجويان بايد مهارتهاي كتابخانه اي را ياد گيرند و در مالكيت و مهارتهاي اين چنيني يادگيري به خارج از قلمروشان سر بكشند ، همه اين سخنرانيها بايد باعث باز گشايي رمز(موفقيت) باشد ، كه فرايند قدرتمندي مي باشد. اعضاء هيئت علمي مسئوليت و كنترل بيشتري بايد روي كلاس درس و فعاليتهايشان داشته باشند ، بعبارت ديگر كتابداران نسبت به اين فرايند بيگانه هستند . همچنين تعدادي از اعضاء هيئت علمي ممكن اينچنين اعتقاداتي داشته باشند ، تعدادي از اعضاء هيئت علمي ممكن است بصورت متمركز و بيشتر براي دانشجويان سخنراني كنند . اين قبيل اعضاء هيئت علمي ممكن است معتقد باشند كه بايد به كشف و تحقيق دل بست و به دانشجويانشان يادگيري در فنون و سخنراني بصورت سنتي القاء مي نمايند. اين گروه از اعضاء هيئت علمي ممكن است باعث باز گشايي مهارتهاي تحقيقي كتابخانه اي تكميلي در دوران تحصيليشان شوند. سخنراني متمركز دانشجويي همان آموزش تكميلي است ، ايده اي كه محدوده هاي علمي را در فراسوي نظم شخصيشان قرار مي دهد كه براي موفقيت دانشجويانشان از قبيل تفكر انتقادي و مهارتهاي تحقيقي مهم هستند . (فولرتون و لكي ، 1999). كتابداران سخنرانيها و مقالات تعليمي دارند كه ممكن است آنها را از همكاري با اعضاء هيئت علمي باز دارد. همچنين كتابداران ممكن است احساس كنند كه مجبورند مفاهيم نابي كه با سواد اطلاعاتي ارتباط دارد آموزش ببينند . آنها تاكيد بيشتري روي مهارتهاي تبليغي براي مراجعينشان نسبت به سادگي دانش دارند. آنها روي بحث نياز مراجعين از قبيل دانشجويان و اعضاء هيئت علمي تاكيد دارند. اختلافات ديگري وجود دارد كه كتابداران مهارتهاي عمومي آموزش را نسبت به موضوع خاص علمي يا مهارتها و موقعيتشان در دانشگاه تثبيت مي كنند . همچنين آنها ممكن است دستورالعملها را به كار گيرند بويژه اين در مورد اعضاء هيئت علمي صدق مي كند مخصوصا اعضاء هيئت علمي كه آموزش بيشتري ديده اند . بحث جالبي در مورد كتابداران هست كه آنها نبايد سعي كنند آموزش ببينند زيرا تاكيد روي ازدياد خدمات مرجع دارد بهرحال نياز به همكاري و مشاركت هست . اين اختلافات ممكن است در ناتواني اعضاء هيئت علمي و كتابداران براي همكاري موفقيت آميز فرض شده است . همچنين گروهها ممكن است داراي هدفي خوب و كامل براي توليد باشند و خوب و شمرده تلفظ كنند و زماني كه فارغ التحصيل شدند مهارت پيدا كرده باشند . آنها ممكن است قادر به انجام واقعيات نباشند (فولرتن و لكي ،1999) . كتابخانه دانشگاهي مي تواند بصورت سودمند در اختلافات بين اعضاء هيئت علمي و كتابداران ميانجيگري كند . كتابخانه مي تواند راههاي مطمئن تفكر را كه مانع كوششهايي در كار با اعضاء هيئت علمي ، كاربراي تغيير در فضاي آموزشي و رعايت عدم تعادل نيرو مي شود امتحان نمايد . كاركردن تحت عنوان يك رابطه نامتعارف وابسته به آموزش با دپارتمانهاي دانشگاهي و اعضاء هيئت علمي غير رسمي در خدمات كتابخانه بالاجبار براي آنها پيشنهاد شده است . در پايان ، كتابداران مي توانند قبول نمايند نقش رهبري يا سهامدار آموزشي و پرورشي يا حمايتي را ايفا نمايند. در اين نقش ها ، كتابدارا ن مي توانند طرح و معرفي كنند رشته هاي سواد اطلاعاتي را كه باعث هماهنگي اعضاء هيئت علمي مي شود و حمايت نمايند اعضاء هيئت علمي را در دوره تدريسشان تا به هر روش ممكني آنها مهارتهاي سواد اطلاعاتي را راحتتر ياد گيرند.(فولرتن ولكي ، 1999). چالشهاي ديگري براي هماهنگي كامل سواد اطلاعاتي در تجربه دوران تحصيلي دانشجويان وجود دارد : كتابداران محدوديت ها يي را در دوره هاي زماني و منابع براي طرح و ايراد سخنرانيها يا كارگاههاي آموزشي دارند – مديران دچار ناتواني در ايجاد يك اقليم براي تغيير هستند – و چالشهاي سازماني از قبيل نياز به حمايتهاي مالي براي فناوري و منابع آموزشي گسترش يافته در آموزش دانشجويان موثر است . در پايان ، دانشجو ممكن است باخودش دچار چالش گردد كه آنها را در مواجهه با راههاي جديد آموزشي از خودشان مقاومت نشان دهند . كه بيشتر معطوف خود شوند و مستقل عمل كنند. دانشجويان بايد بيشتر احساس مسئوليت كنند و كمتر وابسته به آموزش از طرف اعضاء هيئت علمي باشند تا باعث نگراني و اضطرابشان نگردد(برويك ، 1992و1998). البته براي دانشجويان يقين حاصل شده كه قادرند تحقيق مناسبي براي عايق شخصيشان و استفاده از مواد مناسب براي توانائيهاي آموزشي و روشهاي آموزشي انجام دهند. درنتيجه ، مهارتهاي سواد اطلاعاتي براي دانشجويان به منظور موفقيت در دوران زندگيشان و ارتباطات عصر اطلاعات حياتي به نظر مي رسد. كتابداران به اين قبيل مهارتهاي آموزشي بصورت مناسب مجهز شده اند اما نياز به حمايت جامعه دانشگاهي دارند مخصوصا حمايت اعضاء هيئت علمي از آنها . انضمام مهارتهاي سواد اطلاعاتي به محدوده هاي موضوعي وهمكاري با اعضاء هيئت علمي فاكتورهاي كليدي را در موفقيت يك برنامه يووايرد دردانشگاه واشينگتون ظاهر نموده است . دوره تحصيلي تكميلي از قبيل نوشتن يا تحقيق در دوران تحصيل مدلهاي خوبي براي برنامه هاي بعدي هستند .بعنوان يك كتابدار دانشگاهي آينده (كتابدار فردا) ، من طراحي مينمايم نهضت سواد اطلاعاتي را در آموزش عالي و آنرا به انجام مي رسانم ، من به همكاري با اعضاء هيئت علمي در تكامل اين مهارتهاي حياتي در رشته هايشان اعتقاد دارم و نيز كمك موثر به دانشجويان در چگونگي آموزش و استفاده زياد از منابع هم منابع پيوسته(اينترنتي) و هم منابع كتابخانه اي بهرحال من فهميدم و انديشيدم كه بعد از انجام تحقيقم در اين مقاله هنوز باسواد اطلاعاتي نيستم يا سواد اطلاعاتي ندارم و من در آينده بايد تكامل بخشم مهارتهاي سواد اطلاعاتي شخصيم را ، بنابراين كه من مي توانم تحقيقاتم را بهتر انجام دهم و روزي بتوانم ديگران را بر اساس يافته هايم آموزش دهم من بخاطر مي آورم چگونه كشمكش هايي در دوران اوليه تحصيلم در دانشكده در ارتباط با مقالات تحقيقيم (با دانشجويان داشتم) و درسهاي ارزشمندي كه من از استاد انشاي انگليسيم آموختم ، اميدوارم بتوانم مهارتهاي علمي را براي دانشجويان به انجام رسانم.
عنوان مقاله به انگليسي:
Information litracy in higher education:
a revolution in learning
نوشته شده توسط: Lisa Allen
برگرفته از سايت:
www.pages.drexel.edu/~la35/information_litracy_in_higher_education.html